140غزل «در طريق تجريد» دربارۀ كسانى است كه طواف خانۀ خدا را براى رسيدن به قرب الهى انجام مىدهند. شاعر معتقد است كسانيكه عشق حقيقى را درك كنند، حيات ابدى را شهادت در راه خدا مىدانند؛ اينها عاشقانى هستند كه براى رسيدن به كعبۀ واقعى به سوى او مىروند و وابستگىهاى دنيايى را با زمزم توحيد و خداپرستى مىشويند تا به قرب الهى برسند. سبزوارى انسان را به ترك تعلّقات مادى و تجريد دعوت مىكند و مىگويد تا وقتى با خود هستى و خود را در نظر دارى، به قرب الهى نمىرسى:
خودآگهان كه ز خون گلو وضو كردند
حيات را ز دم تيغ جستجو كردند
شاعر در ابيات بعد متذكر ميشود كه زبان عقل از توصيف عشق الهى ناتوان است و عقل و عشق در يك جا جمع نمىشود، كبوتران درگاه الهى كسانى هستند كه از غير چشم مىپوشند و براى طواف كعبۀ معشوق در درياى الهى غرق مىشوند.
و در پايان حميد سبزوارى خود را در برابر عاشقان الهى حقير و بى ارزش مىداند و غبطه مىخورد:
«حميد» غبطه برم بر سبكروان طريق
كه طوف خانۀ محبوب را نكو كردند