89به باطن آن پى ببرند ولى ميزان موفّقيت آنان به مراتب استعداد و مقدار قابليت ايشان - براى دريافت فيض - بستگى دارد. برخى نسبتاً و برخى كاملاً موفّقاند؛ برخى نيز كاملاً ناموفّق و گمراهاند.
از ويژگىهاى فراگير تفسير عرفانى، جهتگيرى مشخص آن به سوى تزكيه و تهذيب نفس، مراحل سير و سلوك و آراستهشدن به مكارم اخلاقى است. مفسّران در اين روش، به دنبال همين هدف و در پى آناند كه از درون قرآن، وسيلهاى براى رسيدن به آن به دست آورند؛ هرچند كشف اين وسيلۀ قرآنى به سختى انجام مىگيرد و به حسب متعارف امكان ندارد و چه بسا نظر خود را بر قرآن تحميل كردهاند و اينان همان گروه ناموفق و گمراهاند!
بر اين اساس، مرحوم آيت الله معرفت معتقد بود كه: ما تأويلات غير مستند اين افراد را منكر هستيم، اما قبول داريم كه قرآن ظاهرى دارد و باطنى؛ همانگونه كه از پيامبر (ص) حكايت شده است. . . باطن قرآن عبارت است از مفهوم عام شامل كه از محتواى آيه استنباط مىشود؛ يعنى آيه به طورى تأويل مىشود و به جايى باز مىگردد كه بر موارد مشابه در طول زمان منطبق شود.6
امام خمينى (قدس سره) نظر روشنترى نسبت به اين رويكرد اشارى دارد؛ چنانكه مىفرمايد:
«استفادات اخلاقى و ايمانى و عرفانى، به هيچ وجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به رأى باشد. . . محتمل است؛ بلكه مظنون است كه تفسير به رأى، راجع به آيات احكام باشد كه دست آرا و عقول از آن كوتاه است و به صرف تعبّد انقياد از خازنان وحى و مهابط ملائكۀ الله بايد اخذ كرد.»7
به نظر ايشان، برداشتهاى عرفانى از آيات، از مقولۀ تفسير نيست؛ بلكه از لوازم كلام است كه شايد بطون باشد.
به هرحال مىتوان بر اساس برخى ضوابط و قواعد تفسيرى، برداشتهاى عرفانى و اشارات اهل عرفان را مورد توجّه قرار داد8 و اسرار و معارفى از آنها استخراج كرد. در اين نوشتار نيز- بدون موضعگيرى خاصّى - اشارات و نكات عرفانى قابل برداشت از آيات در مورد حج نقل و لطايف باطنى آن با توجّه به آثار سترگ حج، بيان مىشود. پيش از ذكر اسرار و رمزهاى عرفانى حج، ابتدا به اين نكته مىپردازيم كه حج مىتواند عاملى براى سلوك و صعود روحانى و عرفانى انسان باشد و بر اين اساس، حجگزاران عارف، خود را براى اين سفر معنوى و درونى آماده مىكنند.
حج، سير عرفانى
حج، نه تنها سفر جسمانى كه سيرى است روحى و قلبى و طى مراحل و منازل مختلف عرفانى. اين سير و سلوك انسانساز، هم در اصلِ حج و هم در اعمال و مناسك و مشاهد آن، ديده مىشود. براى نمونه، تأمّل در جملۀ ( فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ. . . ) مىتوانيم به اين سرّ برسيم كه اين آيۀ شريفه مرحلۀ «سفر من الحقّ إلى الخلق بالحقّ» را مطرح مىكند.
توضيح اينكه سالك راه بيتالله، با احرامِ خود، سفر «من الخلق إلى الحق» را آغاز كرده وآنگاه در طواف و سعى «عمره» ، اين مرحله تمام شده و با احرام حجّ تمتّع و در حركت به سوى عرفات و در وقوف عرفات، مرحله دوم سفر «من الحقّ إلى الحقّ بالحقّ» تكميل مىشود. با افاضه از