130در بخش هشتم، 28 به تضرّع و زارى پرداخته و از خداوند، رسيدن به او، دستيابى به علم مخزون، آگاهى از حقايق مقرّبان درگاهش و واگذارى امورش را به او خواهان است.
در بخش نهم، 29 از خداوند رهايى از ذلّت نفس و پليدى شك و شرك را مىطلبد و از خدا مىخواهد كه يارىاش كند و توكّلش را بپذيرد و او را محروم نگرداند.
بخش دهم 30 را به بيان بىنيازى خداوند از هرچيزى اختصاص مىدهد.
در بخش يازدهم،31 از خداوند بصيرت و بينايى، غلبه بر نفس، غنا و بىنيازى را طلب مىكند، آنگاه معرفت اولياى خدا را مرهون عنايت، تجلّى، راهنمايى و دستگيرى او و تقاضا از غير او را سبب محروميت و خسارت و حلاوت اُنس او را سبب راز و نياز و عذرخواهى دانسته است.
در بخش دوازدهم، 32 از خداوند مىخواهد كه او را طلب نموده و به سوى خودش جذب كند و خود را اميدوار در هنگام عصيان و ترسان در زمان طاعت مىشناساند.
در بخش سيزدهم، 33 با شش استفهام و پرسش، همۀ حالاتش، از جمله فقر و غنا، عزّت و ذلّت، را به خداوند نسبت داده، مىگويد: «تو با تجلّىات در هرچيزى، خود را به من نشان دادى تا تو را در هرچيز آشكارا ديدم.»
در بخش چهاردهم، 34 به بيان اوصافى از خداوند مىپردازد كه از درك و وهم ما بيرون است و غير از تكرار الفاظ، چيزى از آن را در نمىيابيم و با ستايش از خداوند، دعا را به پايان مىبرد.
اكنون كه با بخشهاى گوناگون دعاى عرفه آشنايى اجمالى پيدا كرديم، به برخى از مراتب سير و سلوك در دعاى عرفه مرور خواهيم داشت و به بيان چند آموزۀ عرفانى از آن و شرح يك فراز از اين دعا مىپردازيم:
مرورى گذرا بر مراتب سير و سلوك در دعاى عرفه
در بخش دوم از دعاى «عَرَفه» ، اسرارى از احوال اهل سلوك و معرفت وجود دارد كه با رسيدن به آن، مىتوان راه وصول به مقام قرب را پيمود و در آن، معارفى است كه زنگار هرگونه شك و ابهام را از قلب و درون مىزدايد. پس بايد آنها را قانون و ضابطۀ ادب و نزاكت در پيشگاه الهى و رهنمودى براى رسيدن به منتهاى هدفِ مطلوب برشمرد. در اينجا به چند فراز از اين دعاى شريف اشاره مىكنيم:35
فراز نخست، عبور از آثار و رسيدن به مقام جمع و توحيد و وصال
1. عبور از آثار
«إِلَهِي تَرَدُّدِي فِي الآثَارِ يُوجِبُ بُعْدَ الْمَزَار»
«خدايا! گشت و گذار من در آثار قدرت تو و تأمل و تدبّرم در آنها براى شناخت تو، راه وصال و ديدارت را برايم دور و دراز مىكند.»
چرا كه مىترسم اگر پديدهاى شگفت انگيز سر راهم قرار گيرد، به جاى اينكه مرا به تو نزديك كند راهزنم شود و مرا در پايگاهى از خيالات و اوهام وارد سازد كه راه را فراسويم در رسيدن به محبوب مسدود كند. بنابراين، بايد از نردبان فكر و استدلال بگذرم و در آفريدگار آن تدبّر كنم و دل