111شوند ويا نيروها به غلط جابه جا ميگردند. مشكل، فرماندهان ميانى هستند. همانگونه كه «سخت ستيز» قواعد و اصول خود را دارد و جز اهل آن نميشناسند و نميتوانند از عهدۀ آن به شايستگى برآيند، در «نرم ستيز» هم بايد آداب و اصول حساس، پيچيده وظريف آنرا در نظر گرفت. هر كسى را براى كارى ساختهاند و اگر در اين كارزار جان فرسا و دشوار، اهل آن متصدّى امور نباشند و به امر مولا على (ع) در عهد مالك اشتر، شايستگان به فرماندهى اين خطوط ميانى گمارده نشوند، جز افزايش تلفات وخستگى وآزردگى وفرسودگى جسم و جان فرماندهى اصلى كه در اتاق فرمان نشسته است، چيزى حاصل نخواهد شد. كاش اين نبرد را - نه آن اندازه كه خداوند متعال و رسول گرامياش فرمان دادهاند - بلكه به اندازۀ دشمنى كه در مقابل ايمان زائران ما صف كشيدهاند و به ترديد، شك و تحقير و در نتيجه انحراف آنها كمر بستهاند، جدى مى گرفتيم.
فصل اول: زائر شناسى
مقدمه: «ارتباط» در زبان فارسى، معادل واژۀ لاتين « communication » است. اين واژه، هم به صورت مصدرى (به معناى پيوند دادن، ربط دادن) و هم به صورت اسم مصدر (به معناى بستگى، پيوند و رابطه) استعمال ميگردد.
ارتباط در فرايند ياددهى - يادگيرى، تبليغ و. . . عبارت است از: برقرارى رابطه ميان دو فرد، دو موضوع، دو انديشه و اشتراك فكر وانديشه ميان معلم (روحانى كاروان) و فراگيران (زائران) .
براى واژۀ «ارتباط» تعاريفى آوردهاند كه مشهورترين آنها عبارت است از: «فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده، مشروط برآنكه محتواى مورد انتقال، از فرستنده به گيرنده منتقل شود و بهعكس»
براساس اين تعريف، اولاً- ارتباط، نوعى فرايند است. ثانياً- براى برقرارى ارتباط، دست كم وجود سه عنصر «فرستنده» ، «گيرنده» و «پيام» ضرورى است. از آنجا كه سخن در ارتباط زائر است و در جريان تدريس نميتوان انتظار داشت هدفهاى آموزشى به راحتى و به طور كامل به گيرندۀ پيام انتقال يابد، بنابراين، حضور عنصر چهارمى، با عنوان «وسيله» ضرورت پيدا ميكند، چون استاد (روحانى كاروان) در امر آموزش، وسيلۀ ارتباط است، حضور عناصر ديگرى به نامهاى «بازخورد و روش» نيز نقش مهمى در انتقال پيام دارند.