93كردن آغاز شد. حاجى سليم مىنويسد:
«از قضا بعد از ذبح قربان، هوا متعفّن شده، از تقدير خداوندى، ناخوشى وبا بروز؛ بهطورى شدّت كرده كه در سه - چهار ساعت، از هر كوچه و حصار، قى و استفراغ مانند سيل جارى شده، لاشه و جندك در آن روز، چندان روى هم افتاده، راه عبور مسدود و دشوار آمد. . .
از همراهانِ وى، چندين نفر در فاصلۀ دو - سه روز، به علت همين وبا از دنيا مىروند. نخستين آنها «حاجى ملا احمد نيز در نصف شب يكشنبه يازدهم، دعوت حق را اجابت كرده، به رحمت ايزدى پيوست. . .
به تدريج اوضاع بدتر شده و همان ايام منا «به علّت تراكم اموات، از زيارت مسجد كه مقابل منا واقع است، محروم مانده، سوار شده، رو به مكه معظّمه آمديم» .
از ديگر همراهان او كه از ابتدا با وى بود، حاج گنجعلى خان است؛ «از قضا حاجى گنجعلى بيك هم به همان ناخوشى دچار شده، بعد از سه شبانه روز در صبح شانزدهم به رحمت ايزدى پيوسته، او را هم غسل داده، كفن كرده، احرام درو پيچيده، ميان بشرى گذاشته، خود به علت شدّت ضعف قادر به حركت نبود، همراه حاجى ملا محمّد و شيخ محمود دليل و حاجى نصرالله بيك به جنّت المعلا در شَعْبَۀ النور، نزديك مرحوم حاجى ملا احمد به جوار رحمت حق سپرده، دفن كرده آمدند. . .»
و در ادامه «ماشاء الله ناخوشى به طورى شدّت كرده، كوه و صحرا و اطراف شهر و كوچه و بازار و ميدان و مناخه و ميان صفا و مروه، چه در ميان بُشرى [تابوت] و شكدف و چه در كوچهها، ميت و مريض چون برگ خزان از عواصف و صرصر اَجَل، طورى زمين ريخته، مانند روز محشر و نمونۀ فَزَع اكبر. . .» و در جاى ديگر: «اطراف راه، بلافاصله، ناخوش و ميت افتاده بود» .
وى در جاى جاى سفر به تلفات وبا اشاره و از آن ياد كرده است؛ «هجده نفر از حجاج اشنوى كه از سى و شش نفر باقى مانده بود. . .» .
جمعبندى اخبارى كه از شمار مردهها به گوش مىرسيده، در اين عبارت او آمده است:
«خلاصه به قرارى كه مىگفتند، دويست و پنجاه هزار نفر دعوت حق را اجابت كرده، به رحمت ايزدى پيوستند.» اين آمار با توجه به آنچه در بارۀ شمار حجاج گذشت، نبايد درست باشد، اما به هر روى، وباى كشندهاى بوده است.
مسير سفر سليم خان
از نيمههاى قرن سيزدهم به اين سو، بيشتر زائرانى كه از نيمۀ شمالى ايران و حتى تهران بودند، مسير تبريز به سمت باكو و از آنجا به تفليس را بر ميگزيدند و به وسيلۀ كشتى، با عبور از حاشيه درياى سياه و گذر از شهرهاى بندرى مهم، به سمت استانبول مىرفتند.
اين راهى است كه زائرِ ما نيز آن را انتخاب كرده است. كسانى كه مشتاق ديدن اسكندريه و قاهره بودند به آن ناحيه عزيمت كرده، از آنجا به سمت سوئز آمده، سوار كشتى شده و راهى درياى سرخ مىشدند. كسانى كه ابتدا قصد عزيمت به مدينه را داشتند به بندر ينبع رفته، پس از آن، به وسيلۀ شتر، با گذراندن فاصلۀ 150 كيلومترى، عازم مدينۀ منوّره مىشدند. آنگاه از آنجا به سمت مكه حركت كرده، پس از ده - يازده روز، به مكۀ معظّمه ميرسيدند. اين راهى است كه سليم خان با دوستان خويش طى كرده است.