52«در جنگ اُحد تيرى به چشمش اصابت كرد وآن را از حدقه بيرون آورد و برگونهاش آويخت. درهمان حال، خدمت پيامبر آمده و گفت: «اى پيامبر گرامى، تازه با زنى ازدواج كرده ام كه او را زياد دوست ميدارم، ميترسم اگر مرا در اين حال ببيند، علاقه اش را از من ببرد. پيامبر با دستان مباركش چشم او را در جايش گذاشت و اينگونه دعا كرد:
«اللهمّ اكسها جمالاً» ؛ «خدايا! او را زيبا گردان!» در اثر دعاى پيامبر، چشمش قتاده از اول بهتر و زيباتر شد و بر بنيايياش افزون گشت و هرگز مريض نشد.» 1
قتاده، روايتگر صادق
قتادۀ بن نعمان انصارى خزرجى، از راويان صادق پيامبر (ص) است كه روايات فراوانى درسلسله روات شيعه و اهل سنت، از او نقل گرديده و معلوم است كه درحفظ كلام رسول الله (ص) اصرار بليغى داشت.
از جمله روايات نقل شده از او، روايت زير است كه به عنوان نمونه به آن اشاره مى كنيم:
«عن قتادة بن نعمان بن زيد قال: قال رسول الله - صلى الله عليه و سلم -:
«نزل عليّ جبريل بأحسن ما كان يأتيني صورة فقال: إن السلام يقرئك السلام يا محمد ويقول: إنّي أوحيت إلى الدنيا أن تمرري وتنكدي وتضيقي وتشدّدي على أوليائي حتّى يحبو لقائي وتوسّعي وتسهّلي وطيبي لأعدائي حتّى يكرهوا لقائي فإنّي جعلتها سجناً لأوليائي وجنّة لأعدائي. . . رواه الطبراني و. . .» . 2
«قتادۀ بن نعمان بن زيد روايت كرده كه پيامبر خدا (ص) فرمود: جبرئيل با زيباترين صورت به نزدم آمد و گفت: خداى متعال سلام رساند به تو اى محمد و فرمود: وحى كردم به دنيا كه سخت بگير و در فشار قرار ده و در تنگنا بگذار اوليا و دوستانم را تا اينكه درجستجوى ديدار من و در خواست وسعت و آسانى از ناحيۀ من باشند و بر دشمنانم آسان گير تا اينكه ديدار مرا ناخوش دارند؛ زيرا كه من دنيا را زندان اولياى خود و بهشت دشمنانم قرار دادم.»
اين روايت را طبرانى وديگران هم روايت كردهاند.
اجابت آخرين دعوت
قتادۀ بن نعمان، بعد از پيامبر (ص) در مدينه مرارتهاى زيادى را شاهد بود و همه را حتمل كرد و هرگز در ايمانش خللى ايجاد نگرديد. در اسد الغابه، عبارتى است دربارۀ او كه ميگويد:
«ما بدّل و ما غيرّ ولا رجع على عقبه. . .» 3
«هيچگونه تغيير و تبديلى نيافت و به عقب برگشت.»
قتادۀ در سال 23 هجرت، در 65 سالگى از دنيا رفت. عمر بر جنازۀ او نماز گزارد و در قبرستان بقيع مدفون گرديد و در جوار رحمت حق آرميد.
23. مالك بن قيس (ابوخيثمه)
مالك بن قيس، اهل مدينه و از طايفۀ خزرج است. كنيهاش ابوخيثمه و به كنيه شهرت دارد. او ازياران با وفاى پيامبر بود، «در جنگ اُحد، خندق، حنين، ذات السلاسل، ذات العشيره و حمراء الاسد، در حالى كه جراحاتى از جنگ اُحد به تن داشت شركت كرد.» 4
«هو ممّن شهد بدراً و ما بعدها من المشاهد» ؛ 5«او از كسانى است كه در بدر و