72در روايت ابن شهاب آندو را عبد المطّلب بن ر بن حارث بن عبدالمطّلب و فضل بن عباس معرفى مى نمايد.
در روايت ديگرى كه ابو رافع آنرا نقل كرده و ابو داود نيز آورده، پيامبر فرمود: آقاى هر قومى از خودشان است وصدقه بر ما حلال نيست.47
آل البيت كيستند؟
اهل سنت در اينكه «آل البيت» كياناند، اختلاف كردهاند و چند نظر در اين ميان وجود دارد:
نظريۀ اول:
كسانى هستند كه زكات بر آنها حرام شده. قائلين به اين نظريه خود سه دسته هستند:
الف) ايشان بنى هاشم و بنى المطّلب هستند. شافعى و احمد بن حنبل بنا به يكى از نقلهايى كه از او شده و ثعلبى در اين گروه هستند.48 مقريزى نيز همين نظريه را اختيار كرده و با روايتى از جبير بن مطعم آنرا تأييد كرده است. او مىگويد من و عثمان بن عفان خدمت پيامبر رفته، عرض كرديم: از خمس خيبر به بنى المطّلب دادى و ما را رها كردى و ما نيز به منزلۀ يكى از شما هستيم. گفتند: بنىهاشم و بنى المطّلب يكى هستند!49 سپس مقريزى مىگويد: پس صحيح است [كه بگوييم] اصلاً جايز نيست در هيچ حكمى ميان بنى هاشم وبنى المطّلب فرق قائل شد؛ چرا كه به نص پيامبر آنها يكى هستند، پس صحيح است كه ايشان آل محمد هستند وحال كه آل محمدند پس صدقه بر آنها حرام است.50 همچنين با حديث «حسنى» بر آن استدلال كردهاند كه مفاد آن چنين است: پيامبر عباس و فرزندانش را با پوششى در برگرفتند و سپس فرمودند: «
يَا رَبِّ هَذَا عَمِّي صِنْوُ أَبِي وَ هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَيْتِي، فَاسْتُرْهُمْ مِنَ النَّارِ، كَسَتْرِي إِيَّاهُم بِمَلاَئَتِي هَذَا » ؛ «اين عمو و هم طراز پدر من است. ايشان اهل بيتم هستند، از آتش حفظشان كن؛ همانگونه كه اينها را با پوشش خود در برگرفتم.» آنگاه در و ديوارهاى خانه آمين گفتند و پيامبر هم سه مرتبه فرمودند: آمين.
و در روايتى ديگر خطاب به عباس فرمودند: اى عمو، فردا با فرزندانت نزد من آييد. پس آنها را جمع كرده و در پوششى قرار داد. . . تا آخر روايت.51
ب) اختصاصاً بنى هاشم هستند و اگر بخواهيم ايشان را مشخص و معين نماييم، همانطور كه زيد ابن ارقم، راوى حديث ثقلين معين كرده: خاندان على، عقيل، جعفر و عباس هستند. قائلين به اين نظريه معتقدند: مراد از «البيت» خويشاوندان است و اين همان نظرى است كه امام ابو حنيفه و امام احمد در يكى از آراى خود به آن تمايل پيدا كردهاند، همانطور كه ابن قاسم يكى از ائمۀ مالكى نيز آن را اختيار كرده است و بعضى از ايشان تا بدانجا پيش رفتهاند كهگفتهاند: هركس آل را به غير از اين تفسير كند، نظريۀ نامربوطى داده است. ابن حجر هيتمى گفته است: «اينطور كه اينان گمان مىكنند نيست.»52
ج) آل البيت، بنى هاشم به بالا هستند تا غالب از اجداد پيامبر. پس پيامبر بنى المطّلب و بنى اميه و بنى نوفل و بالا تر از ايشان، از طبقات قريش هم داخل مى شوند. اين نظرى است كه بعضى از اصحاب امام مالك به آن قائل شدهاند.53
گفتنى است اينها خاندان ابولهب را از بنى هاشم جدا كردهاند و اين به خاطر عاقبت بدى بود كه او و همسرش دچار آن گرديدند. البته از فرزندان او برخى هم مسلمان شدهاند. اگر معيار نسب باشد، نسبت ابولهب با پيامبر نكتهاى است كه بر كسى مخفى نيست.
از طريق ابن عمر و ابو هريره و عمار ياسر روايت شده كه در بنت ابى لهب به مدينه هجرت كرد. در آنجا برخى زنان به خاطر آيه
(تَبَّتْ يدا أَبى لَهَبٍ وَ تَبّ ) كه در مورد پدرش مىباشد به او كنايه زدند. او نيز اين ماجرا را براى پيامبرخدا نقل مىكند. ايشان نيز سكوت كرده، پس از آنكه نماز ظهر را با مردم خواندند، خطبهاى ايراد نموده، مىفرمايند: «
يَا أَيُّهَا النَّاسُ، مَالِي أُوذَى فِي أَهْلِي؟ » ؛ «اى مردم، چرا در