52* منزل ششم؛ مدينۀ منوره است كه به بُعد نُه ساعت و سه ربع از بئر شريوفى فاصله دارد.
به فاصلۀ سه ساعت از بئر شريوفى، سمت يسار راه به فاصله ده ذرع، آثار خرابهاى است، چهار ذرع در چهار ذرع، به فاصلۀ سه ساعت و نيم از بئر شريوفى به «تپۀ سلام» مىرسند كه كوهى است در يمين راه به ارتفاع ده - دوازده ذرع تقريباً كه از قلّۀ آن گنبد منوّر حضرت ختمىمآب و گنبد ائمۀ بقيع پيداست؛ مردم در بالاى اين كوه رفته، مواجه گنبد مطهّر ايستاده و نگاه مىكنند و دعاى مخصوص دارد، مىخوانند؛ چون از دامنۀ اين كوه الى قله كه زياده از چهارصد - پانصد قدم نيست، صعب و سخت است، خيلى لازم است كه بانى پيدا شود و راهش را صاف و هموار نمايد كه مردم به سهولت بالا روند و دعا و نماز بخوانند.
به فاصلۀ هفت ساعت از بئر شريوف، درسمت يمين راه، بهمسافت صد ذرع تقريباً، مسجد شجره واقع است كه «ذوالحُليفه» نامند و نخلستان نيز دارد؛ آبش از چاههايى است كه عمقش تقريباً سه قولاج42 است و ميقاتگاه حاجشامى و مدينه است كه حاج در اينجا غسل كرده و مُحرم مىشوند و آن مسجد عبارت از چهار ديوار مختصرى است كه يك طرفش مُسقّف و چند درخت نخل دارد و حديثى از صحيح بخارى در جدار اين مسجد نوشته كه حضرت ختمىمآب در اين مسجد نماز خواندهاند و در سمت يسار آن به فاصلۀ ربع ميدان تقريباً قريهاى است مسمّى به «بئر على» كه الآن اعراب به همين اسم مسجد شجره را هم بئر على و آبارعلى مىخوانند.
قبل از رسيدن به مدينۀ منوره، آثار قلعۀ خرابۀ بزرگى است كه ديده مىشود كه گويند قبل از بناى مدينه اين حصار را يهودىها ساخته، مسكن داشتند؛ شايد قصورالعقيق كه حصونالعقيق نيز در كتب در نزديك مدينه ضبط شده است، همينجا باشد.
قبل از وصول به مدينۀ منوره، به فاصلۀ يك ساعت كمتر تقريباً، مكانى است مشهور به «مدرّج» ، از اين زمين كه بالا مىروند، ميلهاى گنبد مطهّر نمايان است.
به فاصلۀ نُه ساعت و ربع از بئر شريوف وارد مدينۀ منوره مىشوند؛ اللّهُمَّ ارزُقنَا.
ذكر مجملى از مدينۀ الرسول
حدود طرف شرقى مدينه، كوهستان و قلعۀ خيبر و غربىاش بحرالأحمر و شمالش قلعۀ مرّ و جنوبش بيتالله الملك الأكبر است.
مدينه شهر محكمى است از عربستان، در ايالت حجاز، در شمالى مكّۀ معظمه، به مسافت سيصد و نود كيلومتر - كه ده منزل است - واقع گرديده و در بعضى از كتب نود و پنج اسم از برايش ذكر شده و زياده از صد خاصيت از خصائص متعلقه به آن بيان شده؛ يكى از خصائص آن است كه هر كه بدانجا رسد، بوى خوش شنود و عطر در اين شهر بيشتر از مواضع ديگر بو دهد و هرگز طاعون نباشد.
خود اين بنده هواى مدينه را الطف و انور از همه جا ديده، روحانيت خاص دارد.
بعضى از مورّخين گويند كه وجه تسميهاش به «يثرب» آن است كه: يثرب بن قانيه آن را بنا نموده، چون زبان معجز بيان حضرت سيدالأنام بدان نام جارى گرديده، هر آينه به مدينه سمت اشتهار پذيرفته و در بعضى از كتب «مدينۀ السماء» نامند و حرم دويم و اشرف بقاع ارض و در مكان مأمونى واقع شده و در وقت سيول امطار، آبهاى اين وادى از حرّۀ بنىسليم آمده، بعد از وادىالغابه گذشته، بعد از آن به وادى احمد آمده در اينجا متفرق شود و بدو چاه داخل مىگردد كه يكى را بئر «رومه» و يكى را بئر «عُروه» گويند و جبل احمد كه رنگش قرمز و راهش هموار، در طرف شمالى مدينه به مسافت دو ساعت كائن، و مقبرۀ حضرت حمزه در دامنۀآن واقع و از مدينه دو ميل بعيد است كه به زودى ذكرش بيايد و اكثر زمين مدينه شورهزار و چهار وادى را داراست: وادى بطحان، وادى عقيق اكبر، وادى عقيق اصغر، وادى قنات.