105فرمودند كه من قيمت را حرف زده تمام كردم. پنج منات شده، در آور و به دختره بده. ولى من ندانستم كه قيمت تلگراف تمام شده يا قيمت دختره» . اين قبيل شوخى با اميرزاده در چند جاى ديگر هم وجود دارد و به نظر مىرسد وى برآن است تا شوخى و جدى را در هم بياميزد.
همچنين درباره وضعيت سختى كه در دريا گرفتار آن شده است، مىنويسد: «تا اين حالت را از دريا مشاهده كرده، دست از جان عزيز شسته، از عمر خود نااميد گشتم. دست تأسف بههم سفته با خود گفتم: ديدى اجل چگونه مرا كشيده، كفن بر سينه ماهيان ساخت. يك آه از سينۀ پردرد كشيدم كه از دود آه من، دريا سياه گشته، همان آه من است كه رنگ دريا را سياه كرده، نامش درياى سياه مانده. خلاصه بعد از آه پر درد با نالۀ حزين گفتم كه چگونه از روى دوستان و ياران و از وطن دور شده، در درياى سياه در سينه ماهيان منزل كرديم و حالت خود را بر باد صبا گفتم كه اين احوال را بر خاك تبريز برسان» . زمانى كه به خاطر طوفان دريا و فرتنۀ شديد، كشتى از حركت باز ايستاده، به ساحل شهر پوتى بازگشته و پياده مىشوند، وى مصمم مىشود تا به تبريز برگردد. در اين هنگام قصد رفتن به تلگراف خانه كرده و بناى آن دارد تا به اقوام و آشنايان در تبريز پيغام دهد كه «حاجى پوتى» شده و برگشته است!
به هر روى از اين قبيل تعابير طنزآميز فراوان است.
زمان نگارش متن
كسانى كه در طول سفر، سفرنامه مىنويسند، از دشوارى آن بلكه دشوارىهاى آن آگاهند. به جز توانايى بر نوشتن، پيدا كردن فرصت، درك درست از آنچه ثبت كردنى است، و داشتن حوصله از لوازم كار است، اين به جز آن است كه شخص بايد از حداقل سواد و علميت براى چنين نگارشى برخوردار باشد. نويسندۀ ما به اين نكات واقف است و با توجه به اين كه مسؤوليت فراهم كردن امور كلى سفر به عهده او بوده و با اشاره به كم سوادى خود - طبعا از روى تواضع - در مقدمه كتاب اعتذار خويش را مطرح كرده و مىنويسد: «اين بندۀ حقير را همه مىدانند كه از سواد چندان بهره ندارم و با وجود اين هفت ماه و هفت روز در سفر بّر و بحر بوده و همه خدمت مسافران خودمان در ذمّه گرفته، از منزل گرفتن و منزل رُفتن و باربستن و گشادن و با اهل روس و ترك و عرب سؤال و جواب كردن و بليت واپور و شمندفر و كاروس وديگران گرفتن و با زحمت فورتنه [فرتنه] واپور كشيدن و لُخت و سر و پا برهنه در بيابان عربستان در ميان خار مغيلان با آن شدّت گرما و تماشاى شهرهاى ناديده را كردن و احوالات را خوب نوشتن، كارى است زياد مشكل. در اين صورت بايد مطالعه كنندگان عفو و اغماض فرمايند و بلكه اين كتاب را بر بنده با همه اين عوارضات كرامت قرار دهند» .
نگارش اين اثر در دو مرحله انجام شده است. مايه اصلى و اساسى كتاب كه شامل بخش اعظم آن مىشود، مطالبى است كه وى در طول سفر و در هر فرصت مناسب، نوشته است. اما بخش ديگر كه به نظر مىرسد پس از بازگشت تنظيم شده، به موارد محدودى باز مىگردد كه وى به جمع بندى پرداخته و نكات كلّى را يادآور شده است.
دربارۀ بخش اوّل كه نگارش سفرنامه در زمان سفر است، شواهد فراوانى داريم وآنها مواردى است كه خود وى به آنها تصريح مىكند. «خلاصه يك ساعت به غروب مانده بود كه من در بيرون پوست نشسته بودم. از احوال خود به تحرير مىآوردم كه ناگاه صداى شيپورى به گوشم رسيد» . « نيم ساعت كه خلاص مىشدم كه چند كلمه از احوالات راه به تحرير مىآوردم» .
در جاى ديگر زمانى كه در كشتى بوده، با اشاره به برهم خوردن وضع دريا مىنويسد: «اوّل كاغذ قلمدان برداشته مشغول احوالات نوشتن بودم كه براقوت نيم ساعت راه رفته كه وارد دريا شد، تا وارد