54آيهاى كه در اوّل صحبتم خواندم، يكى از ويژگىهاى بندگان خوب خود را اين مىداند كه حاضرند به حرف ديگران گوش بدهند و منصفانه قضاوت كنند و بهترينش را انتخاب كنند.
ما اين را فقط براى خودمان نمىگوييم. اين يك پيام براى همۀ مردم است. هر انسان عالم وآگاهى اگر گوش خودش وقلب خودش را بر روى حقايق ببندد، اشتباه مىكند. تعصب از نشانههاى جهل است و باز بودن وشنيدن حرف درست از نشانههاى حكمت و عقل است. افراط و تفريط انسان را به جهالت مى رساند ولى اعتدال انسان را در مسيرى قرار مى دهد كه حاضر است به اطراف خودش نگاه كند و اقتباس كند. اول ما به دنياى خودمان؛ يعنى به امت اسلامى مى پردازيم. امّت اسلامى امروز دچار مشكلات واقعى است و حقيقتاً وظيفۀ شما علماى اسلام بسيار سنگين است؛ كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّۀٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ مفهومش اين است كه تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ومنكر را محدود نكنيد به تخلّف از ظواهر شرع. منكر گاهى ظاهر زيبايى دارد اما در باطن بسيار كثيف و نادرست است. علمايىكه آگاه هستند بايد بشريت را آگاه بكنند و شما امت اسلامى را بايد آگاه بكنيد. كسانى كه در جهالت هستند، آنها را راهنمايى كنيد. جهان اسلام به خاطر اختلافاتى كه در بين ما هست، تضعيف شده. خودمان خودمان را تضعيف مىكنيم. انرژى هايمان را در درگيرى با يكديگر مصرف مىكنيم كه بدترين اسراف است و بدترين نوع استفاده از نعمتهاى خدا است. ما بايد براى تقويت دنياى اسلام دست هماهنگى و دوستى بههم بدهيم. بهانهگيرى نكنيم، همديگر را تضعيف وبدنام نكنيم. اگر عيبى مىبينيم، با مذاكره آن عيب را برطرف كنيم و اگر بد مىبينيم بپذيريم كه ما اشتباه كردهايم.
ما از اين اجلاس انتظار يك ميثاق داريم براى گفتگو و براى تعامل و براى بهرهگيرى از نظرات صائب در دنيا و براى انتقال نظرات اسلام به دنيا. مبانى ميثاقمان را از قرآن گرفتهايم. اصل اوليهاش «مشورت» است. قرآن ستايش مىكند مسلمانان را به خاطر اينكه اهل مشورت هستند.
)
وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُم ( ، از پيغمبر9 كه مستقيماً از وحى مىگرفت و جبرئيل دائماً پيام خدا را براى او مىآورد، مىخواهد كه با ديگران مشورت كند؛ ) وَ شاوِرْهُمْ فِى اْلأَمْر (. ما اصل مشورت را بايد مبناى اين ميثاق اجلاسمان قرار بدهيم. و اصل ديگرىكه بايد درنظر بگيريم، «انصاف درقضاوت وپذيرش حق» است. خوددارى از تعصّب جاهلى است. تعصب اگر به معناى پاىبندى به اصول و عقايد است، اين مذموم نيست، ممدوح است. تعصب اين است كه انسان اجازه ندهد عقلش قضاوت بكند وگوشش براى استماع آماده باشد. اعلام پيام اين اجلاس مىتواند - اگر درست تبيين شود - خيلىها را اميدوار كند و ان شاءالله اين كار را خواهد كرد.
و قدم بعدى ما بايد اين باشد كه به طور يكپارچه و نه با اختلاف، به نمايندگى از اسلام با اديان ديگر، با تمدّنهاى برخاسته از اديانِ ديگر، به گفت وگو بنشينيم و با آنها به تفاهم برسيم. مگر ما از زبان قرآن نمىشنيديم كه پيامبر اكرم9 به دستور خداوند، از اهل كتاب زمانِ خودشان دعوت مىكنند كه بياييد روى مشتركاتمان تكيه كنيم به جاى دعوا. ما قبل از اينكه ديگران را دعوت كنيم، خودمان به اين پيام بايد پاسخ بدهيم. مشتركات مذاهب اسلامى براى شما كارشناسان و علما روشن است. بيش از 95% احكام اسلامى مشترك بين ما است. عقايد ما يكى است. توحيدمان، رسالتمان، معادمان كه اصول اسلامىمان هست و فروع مهمى مثل عدالت و انصاف و حق پذيرى و امثال اينها، همه مورد وثاق ماست. پس اين دعوت را اول متوجّه خودمان بكنيم كه همۀ مذاهب روى نقاط مشتركشان تكيه كنند.
من به عنوان يك مسلمان، يك شيعه و يك اسلام شناس، كه عمرم را صرف كردهام و يك صاحب تجربه در ميدان عمل شدهام، عرض مىكنمكه ما مشتركاتمان به قدرى زياد است كه نيازى به پرداختن به نقاط افتراق نداريم. من نمىگويم ديگران نظرشان را مطرح نكنند! عرض مىكنم نزاع نكنند. همان نص قرآنى كه به ما مى گويد :) وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُم (. اين بدترين ثمرۀ تنازع است. ما اگر از امر و نهى قرآن تكليف به وظيفه نفهميم، از كجا مىتوانيم بفهميم حرام است. گناه است. مضرّ است تنازع. براى اينكه مذاكره و استدلال مستحب است و لازم است. اختلاف ذاتاً مضر نيست. آنچه كه مضرّ است، تفرقه و تنازع است. اختلاف نظر نعمت است و رشد مىآورد. كمال مىآورد. پيشرفت مىآورد؛ اگر در فضاى دوستانه و عاقلانه و حكيمانه مطرح شود.
ما بايد بپذيريم، آقايان علماى اسلام! بايد بپذيريم كه دنياى اسلام امروز دچار مشكلات واقعى است. سرمايۀ بزرگى خداوند به ما داده ولى حفاظت از آن ضعيف است. خداوند به مسلمانها، بر اثر رشد طبيعى اسلام در تاريخ با معنويت قرآن و اعجاز قرآن امروز يك چهارم جمعيت دنيا را داده است. يك چهارم جمعيت دنيا خيلى مهم است. كشورهاى اسلامى 57 رأى در سازمانهاى بين المللى دارند. بيش از يك چهارم! ما مىتوانيم با پيدا كردن چند همراه در سازمانهاى بين المللى تصميم گيرنده باشيم؛ يعنى اسلام مىتواند، ما كه چيزى نيستيم. اسلام مىتواند.
بيست درصد ثروت جهانى در اختيار كشورهاى مسلمان است و بهترين نقاط سوقالجيشى دنيا، تنگهها و آبراهها و بهترين جغرافياى روى كرۀ زمين در قلمرو مسلمانها است. بازار عظيم توليد.
امروز الحمد لله دانشگاههاى كشورهاى اسلامى دارد رشد مىكند. تشويق منابعِ انسانى در دنياى اسلام به قرآن و علم و تعلّم بايد سرآمد باشد. دنياى غرب از شما آموخته است. تمدّن اسلامى از محيط ما به غرب رفته است و آنها امروز به صورت ديگرى آن را عرضه مىكنند. اين مكتب و اين انسانها و اين مكتب خوب و بىنظير و ابدى و اين سرمايههاى مادى و همۀ منابع طبيعى خوب دنيا در كشورهاى ما وجود دارد. اين مجموعه چرا بايد در دنيا در مقابل استكبار و انحصارطلبها تسليم باشد؟ ! ما نمىخواهيم زورگويى كنيم، اما حق اين امت را ما نمىتوانيم به آسانى به ديگران واگذار كنيم. علماى اسلام مكلّف هستند كه از حقوق اسلامى مسلمانها دفاع كنند. شما خوب مىدانيد كه امروز مشكلاتى كه در كشورهاى اسلامى هست، در درجۀ اول به خودشان مربوط است، به خاطر جهل و عقب افتادگى و افراط و تفريطها. و همانها سبب شده است كه انحصارطلبان جهانى و استكبار جهانى طمع كنند در موجودى ما و فشار بياورند بر منابع ما و غارت كنند منابع ما را. صهيونيست به عنوان يك عامل بسيار خطرناك در اختيار كفر جهانى است، در مقابل كشورهاى اسلامى. و اين سرمايۀ عظيم را بايد قدر بدانيم.