37بخشى از اين مصاحبه در بارۀ چگونگى ارتباط با عربستان سعودى و بهره ورى از اين ارتباط و بايسته ها و لوازم آناست، كه مرور و نگاه دوباره به آن، در آستانۀ سفر ايشان به اين كشور، خالى از لطف نيست :
ع - وارسته
جناب آقاى هاشمى! در سال هاى اخير شاهد بوديم كه روابط ايران و عربستان تحوّل چشمگيرى پيدا كرده و رو به بهبودى است و حضرت عالى نقش عمده اى در اين امر داشته ايد. لطف كنيد در زمينه روند شكل گيرى اين تحوّل و لزوم آن توضيحاتى بفرماييد!
آقاى هاشمى : من از وقتى كه مسؤول اجرايى شدم، تصميم داشتم با عربستان از درِ دوستى وارد شوم و برايم روشن بود كه ما در مسائل مربوط به نفت، جنگ، تحوّلات سياسى منطقه و كارهاى مذهبى - آموزشى كه در دنيا داريم، اگر با عربستان رابطۀ خوبى داشته باشيم و ميان ما اعتماد حاكم باشد، كارها روانتر پيش مى رود و درگيرى ها و خنثى شدن نيروها كمتر است.
من كار را از كنفرانس سران كشورهاى اسلامى در سنگال شروع كردم. آقاى «امير عبدالله» در آنجا حضور داشتند و قرار شد ملاقاتى ميان ما اتفاق بيفتد. در ابتدا بنا شد كه ايشان به قسمتى از تالار كنفرانس كه بنده در آنجا بودم، بيايد. بعد معلوم شد كه ايشان توقّع دارد كه من به نزد او بروم! تنها به اين دليل كه احساس كردم اين كوتاه آمدن، به تحسين روابط كمك خواهد كرد، به نزد «امير عبدالله» رفتم. در همانجا از آقاى فهد دعوت به عمل آوردم ولى پاسخ شنيدم كه ايشان از ناحيۀ پا و زانو مشكل دارند و راه رفتن برايشان مشكل است.
در مجموع در تمام دوران مسؤوليّتم در صدد حلّ مسائل ايران و عربستان بودم. در ظاهر موانعى همچون «مراسم برائت» ، و در خفا كارشكنى هاى آمريكا و ديگران وجود داشت; ولى پيغام ها و رفت و آمدها در جريان بود و رفته رفته اصطكاك موجود، برطرف و رابطه تلطيف مى شد. اوج اين توفيق در «اسلام آباد» پاكستان و در آخرين اجلاس سران كنفرانس اسلامى رخ داد. من و «امير عبدالله» از قبل توافق كرده بوديم كه ملاقاتى با هم داشته باشيم. منتهى با توجّه به ملاقات قبل كه در سنگال اتفاق افتاد و بنده به نزد ايشان رفتم، انتظار مى رفت كه اين بار ايشان نزد من بيايند. اما خبر رسيد كه آقاى «امير عبدالله» منتظر شما هستند! گفتم: ما منتظريم ايشان بيايند!
با اين حال از جايم بلند شدم و تا نزديك اتاق ايشان رفتيم كه به ناگاه ايشان از اتاق خارج شد و گفت: من مى خواهم به اتاق شما بيايم! گفتم: فرقى نمىكند. حالا من آمده ام! اينجا هم اتاق ماست. ايشان قبول نكرد. گويا قاصدهايى كه پيام هاى من و ايشان را به اتاق هايمان مى بردند، خطا كرده بودند و قرار بدوى ما را كه وليعهد عربستان به اتاق من بيايد، به هم زدند. شايد هم علت ديگرى داشته است. به هر حال كار به اين نقطه كه رسيد، ايشان به اتاق من آمد و در آنجا به صراحت تمام راجع به مسائل حرف زديم. يكى از عمده ترين صحبت هايى كه شد، اين بود كه كنفرانس بعدى سران كشورهاى اسلامى در تهران برگزار شود. عجيب اين كه روز قبل از آن ماجرا، بيانيّه و مصوّبه اى در جدّه منتشر شده بود كه محلّ ديگرى را براى كنفرانس در نظر گرفته بود. من در ديدار با امير عبدالله اين مسأله را مطرح كردم و توضيح خواستم. وزير خارجه شان هم بودند و همان جا مسأله را حل كرديم.
اين نخستين ثمره آن ديدار بود. بعد از آن، هنگام ناهار فرا رسيد. در آن روز ما ميهمان نخست وزير وقت پاكستان آقاى نواز شريف بوديم. وليعهد عربستان در اين حال و در كمال تعجّب، سوار اتومبيل من شد و خارج شديم. عدۀ زيادى شاهد اين اتّفاق نادر بودند.
مى دانيد كه شخصيّت ها براى خودشان محافظ و تشكيلات و پيشرو و اسكورت دارند. اينكه ايشان همۀ اين مسائل را رها كند و در ماشين من سوار شود، خلافعرف رايج بود و اين ثمرۀ آن نشست دوستانه و صريح بود كه از نظر ناظران آن صحنه هم دور نماند.
از آن به بعد مشاهده كردم كه خيلى از مسائل فيمابين حل شده است. وليعهد عربستان پس از آن تصميم گرفت از كنفرانس تهران حمايت كند و خودش هم به تهران آمد و براى ما مجالى شد كه بيشتر با يكديگر صحبت كنيم. مسافرت من به عربستان و سفر آقاى خاتمى هم به ميزان زيادى به تكميل اين روند كمك كرد.
به نظر حضرت عالى، گسترش روابط ايران و عربستان، در سطح بين المللى، به خصوص در رابطه با بهره گيرى هر چه بيشتر از حج، چه تأثيراتى از خود به جا خواهد گذاشت؟
آقاى هاشمى : ارزيابى من اين است كه بهبودى اين روابط يك ضرورت است. در دنياى اسلام، همكارى ايران و عربستان، مهمترين پايگاه تقويت مواضع دنياى اسلام از لحاظ سياسى، اقتصادى و ديگر ابعاد است. واقعيّت اين است كه دوستان ما و حاميان عربستان با هم اختلاف ديد دارند و كم شدن فاصله ميان ما و عربستان، در مجامع و كنفرانس هاى بين المللى، آثار مثبتى را به همراه خواهد داشت. يكى از مهمترين اين آثار در مورد قضيّه نفت است. شاهد بوديم كه طمع مصرف كنندگان نفت و نحوه عرضه و تقاضاى آن، باعث شد كه قيمت آن در بازارهاى جهانى از ده دلار هم تنزّل كند كه ظلم بزرگى به كشورهاى نفت خيز و عمدتاً كشورهاى اسلامى حاشيه خليج فارس بود كه در واقع هستى آنان به اين مادۀ حياتى وابسته است. اصلاح روابط موجود ميان تهران و رياض، بسيارى از مشكلات را حل كرد و به كاهش تنش موجود در خليج فارس دامن زد.
مسأله عراق براى ما بسيار مهم است. اگر ما همكارى كنيم، اين كانون تشنّج در منطقه، آرام خواهد شد.
مهمترين مسأله اى كه هنوز در سطح جدّى بدان نپرداخته ايم، مسأله فلسطين است كه كمى اختلاف نظر در اين مورد وجود دارد. در مسأله افغانستان اگر همكارى هاى ما جدّى بود، وضع موجود را شاهد نبوديم. من فكر مى كنم كه در بسيارى از مسائل دنياى اسلام، همكارى ما