53
فضايل غير قابل انكار اما كتمان شده
نسيان، غفلت و بىتوجهى نسبت به بعضى مناقب و آثار اهل بيت (عليهم السلام) از سوى زائران مدينۀ منوره بسى جاى شگفت است. حتى در كتب راهنماى زائران در مورد اماكن تاريخى مدينه هم، آنگونه كه بايد به آن اماكن پرداخته نشده و در لابلاى نوشتههاى جغرافيا و تاريخ، به اين مكانها و شأن و ارزش آنها كمترين اشارهاى نگرديده است!
براى نمونه:
- كسى ننوشته است كه امير مؤمنان، على (ع) انگشتر را در كجاى مسجد النبى (ع) به فقير داد. آنگاه كه آن مسكين از كمك حاضران در مسجد نا اميد شد و دست به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! تو شاهد باش كه من در مسجد پيامبرت از مردم حاجت خواستم و دست نياز به سوى آنان دراز كردم اما هيچ كس پاسخم را نداد، على (ع) در ركوع بود و در همان حال به فقير اشاره كرد انگشتر را از دستش بگيرد و آيۀ كريمۀ: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون در شأن او نازل شد. چگونه است از اين افتخار و منزلت علوى ياد نمىشود، اما خطاى ابى لبابه و بيان توبه و طنابش و مكان اسطوانهاش زبانزد خاص و عام است؟ !
- چرا بايد محل درِ خانۀ على (ع) و ماجراى سد الباب و بسته شدن تمام درها، جز درِ خانۀ آن حضرت به مسجد النبى، در پشت قفسههاى قرآن مخفى بماند و اين حقيقت تاريخى به فراموشى سپرده شود؟ تعجب است كه در ميان كتب آداب و آثار مدينه هم نشانى از آن يافت نمىشود.
- چرا كسى نمىداند كه دخت گرامى پيامبر، زهراى مرضيه (س) در كجاى مسجدالنبى (ع) ، خطبۀ فدكيه را - آن هم از پشت پرده - ايراد كرد، اما اسطوانۀ منسوب به عايشه بر همگان معلوم و مشخص است؟ !
آرى، جاى جاى روضۀ نبوى و شهر مدينه، به انوار و مناقب اهل بيت (عليهم السلام) منوّر است. بايد، اين اماكن و ماجراهاى تاريخى آن، با رويكرد تبيين فضايل و مناقب اهل بيت (عليهم السلام) اِحيا شود و با انجام پژوهشى جامع و تهيۀ جزوات و فيلمهاى تاريخى و با استفاده از هنر پويا نمايى، به ترسيم اين وقايع پرداخت؛ زيرا كه نورانيت و استحكام اين قسم از ماجراها پاسخ بسيارى از شبهه پراكنىها را داده و مجال ياوه سرايى به ديگران نمىدهد.
در اين نوشتار كوشيدهايم به يكى از مناقب كتمان شدۀ آل البيت، يعنى «واقعۀ مباهله» بپردازيم؛ رخدادى كه مهم و غير قابل ترديد است و در منطقهاى، در بيرون مدينه و با حضور اهالى مدينه به وقوع پيوست، اما امروزه به نام واقعهاى ديگر شناسانده مىشود و نام «مسجد الاجابه» كه ياد آور اجابت دعاى پيامبر در حفظ امت از گرسنگى و غرق شدن است را بر آن مىنهند!
دركتب راهنماى زائران، كه بيشتر به جنبۀ جغرافيايى و تاريخى اين اماكن مىپردازند، نه تنها اين فضيلتِ مسلّم، سربسته و نا تمام گذاشته شده، بلكه به اسم مسجد محلۀ بنو معاويه معرفى شده است.
مسجد مباهله، داراى فضيلتى غيرقابل انكار اما كمرنگ!
اهميت و استحكام اين منقبت، از اين حديث رضوى آشكار مىشود كه گويد:
مأمون مناظرهاى با حضور علماى اهل تسنن ترتيب داد و در آن، از امام رضا (ع) خواست برترين فضيلت امير مؤمنان (ع) را با مستند قرآنى ثابت كند؛ «
أَخْبِرْنِي بِأَكْبَرِ فَضِيلَةٍ لأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) يَدُلُّ عَلَيْهَا الْقُرْآن» .
امام رضا (ع) از ميان تمام آياتىكه در شأن امير مؤمنان نازل شده، به آيۀ مباهله استناد كردند تا هيچكس نتواند در آن، خدشه واردكند؛ زيرا همۀ گروههاى اسلامى؛ از شيعى و سنى متفقاند و تاريخ هم تأييد مىكند كه در جريان اين معارضه و محاجه، به ميدان آوردن امير مؤمنان (ع) ، به عنوان «
نَدْعُ. . . أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ » مىباشد؛ يعنى امام على به منزلۀ نفس و جان پيامبر است. پس اين آيه دلالت بر برترى و فضليت حضرت على (ع) بر ديگر صحابه، بلكه بر تمام انبياى بعد از پيامبر (ع) دارد.
منشأ و ريشۀ واقعه
طبق نقلى از سيد بن طاوس،1 در سال نهم (يا دهم) هجرت، از سوى پيامبر گرامى (ع) نامهاى به مسيحيان نجران (كه شهرى است ميان حجاز و يمن) نوشته شد و آنان را به اسلام و برادرى با مسلمانان فراخواند و حضرت رسول دستور دادند: در صورت خود دارى از پذيرش اسلام، بايد بهحكومت اسلامى جزيه بپردازند وگرنه آمادۀ جنگ با لشگر اسلام شوند.2