50ابن شبه، احاديث مختلف ديگرى را هم آورده كه حاكى از نگاه احترام آميز او نسبت به بقيع است:
«وأخبرني عبد العزيز، عن أَبي مروان بن أَبي جبر، عن عادل بن علي، عن أَبي رافع مولي رسول الله - صلي الله عليه [وآله] وسلم: أَن رسول الله صلي الله عليه [وآله] وسلّم، أَتي البقيع فوقف فدعا واستغفر.»12
«عبدالعزيز از ابى مروان بن ابى جبر، از عادل بن على و او از ابو رافع غلام پيامبر برايم نقل كرد: پيامبر خدا به بقيع رفته، ايستاد و براى اهل آن دعا و استغفار كرد.»
در جاى ديگر گفته است: سنت پيامبر بود كه به بقيع برود و براى اهل آن دعا و استغفار كند.
وى همچنين مىگويد:
«لا شكّ أن مقبرة البقيع محشوة بالجماء الغفير من سادات الأمة و قد ابتني عليها مشاهد»13
«شك نيست كه بقيع پر است از بزرگان و سروران امت، كه بر قبور آنها بارگاههايى بنا شده است.»
5. نووي
نووى، شارح صحيح مسلم، دربارۀ بقيع و اهميت آن مىنگارد:
«وى به تأسى از عالمان ديگر اهل سنت، همين ديدگاه را دربارۀ بقيع ارائه مىكند كه بقيع در نظر پيامبر خدا داراى مكانت و جايگاه عظيمى بوده و به دليل اهميتى كه در نظر پيامبر داشته، ايشان كراراً به بقيع رفتهاند و سيرهشان همين بوده كه به بقيع فراوان بها دهند.»
ايشان نيز حديث معروف عايشه را درجلد هفتم شرح مسلم آورده و سپس توضيحاتى را در آن باب مطرح كرده است كه حاكى از نگاه احترام آميز به بقيع از سوى ايشان بوده است:
«يَخْرُجُ رسول الله - صَلَّي الله عَلَيْهِ [وآله] وَسَلَّمَ - مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ إِلَي الْبَقِيعِ فَيَقُولُ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لأَهْلِ بَقِيعِ الْغَرْقَدِ» .14
«پيامبر در آخر شب به بقيع رفته و به درگاه پروردگار عرضه مى داشت: خدايا! اهل بقيع غرقد را بيامرز.»
6. اسحاق بن راهويه
اسحاق بن راهويه در مسند خودش، فضايلى را براى بقيع آورده كه بسيار مهم و داراى اهميت است:
«عن ذكوان أبي صالح السمان، عن أبي سلمة، عن عائشة قالت: قال رسول الله - صلي الله عليه [وآله] وسلم لجبريل إني أحبّ أن أراك في صورتك، فقال: أو تحب ذاك؟ فقلت: نعم، فواعده جبريل في بقيع الغرقد لمكان كذا وكذا من الليل فلقيه رسول الله - صلي الله عليه [وآله] وسلّم - في موعده فنشر جناحاً من أجنحته وقال روح جناحين من أجنحته فسد أفق السماء حتي ما يري رسول الله - صلي الله عليه [وآله] وسلّم - من السماء شيئاً وأجيب رسول الله - صلي الله عليه [وآله] وسلم - عند ذلك» .15
«از ذكوان ابو صالح سمان، از ابو سلمه، از عايشه نقل شده كه پيامبرخدا به جبرئيل گفت: من دوست مى دارم كه تورا در صورت خودت ببينم. جبرئيل پرسيد: آيا اين امر را دوست مىدارى؟ پيامبر فرمود: آرى. پس جبرئيل به پيامبر در بقيع غرقد وعده داد، به خاطر مكانهاى بزرگى كه در آن است. پس پيامبر در بقيع جبرئيل را در صورت واقعىاش ديد كه پرى از پرهاى خود را گشود. پيامبرخدا فرمود: بخشى از بال او، افق آسمان را گرفت. و اين بهگونهاى بود كه پيامبر از عالم ماده چيزى را نمى ديد.»
اينكه جبرئيل، به پيامبر وعده حضور در بقيع را جهت رؤيت صورت واقعيش مى دهد، نشانه اى بزرگ بر فضل و عظمت و جايگاه بلند بقيع است.
7. ابن حبان
ابن حبان در صحيح خود، به فضيلت و اهميت بقيع اشاره كرده و حديثى اين گونه آورده است:
«أخبرنا الحسن بن سفيان قال: حدثنا قتيبة بن سعيد قال: أخبرنا إسماعيل بن جعفر عن شريك بن أبي نمر عن عطاء بن يسار عن عائشة أنّها قالت: كان رسول الله - صلّي الله عليه [وآله] و سلم كلّما كانت ليلتها من رسول الله - صلي الله عليه [وآله] و سلّم يخرج من آخر الليل إلي البقيع فيقول: السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ. . . اللهُمَّ اغْفِرْ لأَهْلِ بَقِيعِ الْغَرْقَدِ» .16