106بين همۀ مناطق كشور و اقوام و مليتها است، سنت حسنۀ «وليمه» و اطعام ميهمانان و بستگان و دوستان و آشنايان است كه در جاى خود امرى پسنديده و نيكو است. البته مشروط به اينكه از حدّ اعتدال خارج نشده و اسراف و تبذير، صفا و قداست اين مجالس را تحت الشعاع قرار ندهد.
يكى از بستگان نزديك كه به همراه همسرشان توفيق انجام حج تمتع و زيارت خانۀ خدا در سال جارى نصيب آنان گرديد. طبق اين سنت حسنه، با دعوت قبلى، ميهمانان را به يكى از تالارهاى واقع در شرق تهران فرا خواندند. به دليل اينكه تالار در نوبت شب از قبل توسط ديگران رزرو شده بود، به ناچار زمان دعوت ظهر روز جمعه از 11 الى 2 بعد از ظهر تعيين گرديد.»
نويسندۀ اين سطور نيز يكى از مدعوّين بود. ساعت حدود 11 بود كه به اتفاق خانواده وارد تالار شديم. تالار در منطقهاى نزديك به يك چهارراه و نبش يك خيابان اصلى، با چشم انداز بسيار مناسب بود كه توجه همگان را به خود جلب مىكرد. سالن اصلى تالار به صورت مجلّل، با سقف گچ برى شده، با رنگآميزى زيبا و تعبيۀ لامپهاى فراوانِ كم مصرف كه توجه هر بينندهاى را بهخود جلب مىكرد. ميز و صندلى و لوازم پذيرايى ميهمانان مجلس در حد بسيار خوب، زيبايى خاصى را به سالن تالار بخشيده بود.
به عبارت ديگر، چينش و مرتب سازى سالن كامل و جالب توجه بود. دقايقى بعد از اذان ظهر، همانند جمع زيادى از ميهمانانِ مجلس به فكر اقامۀ نماز ظهر و عصر افتاديم. در ضلع شمالى سالن، تابلوى كوچك نمازخانه و در كنار آن، سرويس بهداشتى ما را به آن سمت هدايت كرد. جلوى درِ نمازخانه، چند نفر روى صندلى نشسته بودند. گويا در صف و نوبت ورود به نمازخانه بودند. حقير هم در كنار آنان به انتظار نشستم تا نوبتم شد. درِِ نمازخانه را باز كردم. اتاقكى به طول كمتر از دو متر و عرض يك متر و بيست سانتيمتر مشاهده نمودم كه در ورودى به سمت داخل باز ميشد و قسمتى از فضاى آن را اشغال ميكرد. يك تخته موكت قهوهاى رنگ كهنه و كثيف در كف اتاق پهن بود، گويا يك هفته است كه رنگ جارو را نديده است. ديوارهاى جانبى نيز به همين نحو رنگهاى آن، ور آمده و چهرۀ بسيار زشتى را به خود گرفته بود. تعداد سه عدد مُهر شكسته، كه گويا يك مهر بزرگ را سه قسمت كردهاند و سطح مهرها رنگ طبيعى خود را از دست داده و به دليل جِرم گرفتگى سطح آن، به رنگ سياهى نزديك بود. ظرفيت معمولى اين بهاصطلاح نمازخانه در حدّى بود كه دو نفر و به زحمت سه نفر ميتوانستند در آن نماز بخوانند.
در شگفت بودم، خدايا! چه ميبينم؟ ! در نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران، كه با خون هزاران شهيد پاك باخته رنگين است و با ايثار و جهاد مجاهدان راه خدا پس از هزار و چهارصد سال حكومت اسلام ناب محمدى در اين سرزمين به رهبرى فرزندى از سلالۀ پيامبرخدا (ص) استقرار پيدا كرده، در مركز اين حكومت اسلامى، تالارى كه براى ساختن و تزيين آن صدها ميليون تومان هزينه گرديده، مكانى كه براى اقامۀ نماز اختصاص داده شده، شبيه انبار سيب زمينى و پياز است، بلكه پايينتر!
چه كسى مسؤول اين نابسامانى است. مسؤولان امر در پيشگاه خداوند متعال چه پاسخى خواهند داشت. دستگاههايى كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم مسؤوليت دارند، چه پاسخى براى توجيه اين مسأله دارند؟ ! اينان كارگزاران نظامى هستند كه قرآن مجيد و احكام نورانياش قانون اساسى آن است كه ميفرمايد: « مؤمنان كسانى هستند كه اگر مكنت و قدرت به آنان بدهيم، اقامۀ نماز ميكنند.» اين اقتدار و امكان از بركت خون شهيدان گلگون كفن و رهبرى مرجعيت دينى و فداكارى ملت و لطف و عنايت بيكران الهى نصيب اين كشور علوى گرديده است. چگونه است كه نسبت به نماز و اقامه آن تا اين حد بى اعتنايى روا مى داريم!
در ايام محرم الحرام به سر مى بريم، مردم ما ياد وخاطرۀ سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين و ياران با صفايش را گرامى ميدارند كه ظهر عاشورا هنگام اوجگيرى جبهۀ حق و باطل با جمعى از اصحاب و ياران نماز به پا داشته و جمعى ديگر در جلوى صف جماعت با دشمن مبارزه نموده و با بدنهاى مطهّرشان سپر انسانى تشكيل دادند و اين حماسۀ آسمانى را به نمايش گذاشتند.
و از اين رو استكه در زيارت وارث حضرت سيدالشهدا ميخوانيم:
«أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ. . .» ؛ «شهادت مى دهم (اى حسين بن على) كه با خون خود نماز به پا داشتى و زكات پرداختى و امر به معروف و نهى از منكر كرد.»
از خداوند متعال توفيق شناخت وظيفه و عمل به آن را براى همۀ خدمتگزاران نظام و ملّت علوى ايران اسلامى مسألت دارم.
نشست شوراى فقه اسلامى در مكه
استفاده از آيات قرآن در زنگ تلفن همراه تحريم شد.