72گفته شود؟
حضرت فرمودند: در منا مستحب است دنبال پانزده نماز تكبير بگويند؛ يعنى: از نماز ظهر روز دهم تا نماز صبح روز سيزدهم.
سپس فرمودند: در اين تكبير ميگويى: «اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا، اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ اْلأَنْعَامِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَبْلاَنَا»
و در ديگر شهرها، اين تكبير را مستحب است به دنبال ده نماز بگويند؛ يعنى بعد از نماز ظهر روز دهم تا بعد از نماز صبح روز دوازدهم.
و سرّ اين (كه در منا بعد از پانزده نماز و در شهرهاى ديگر بعد از ده نماز تكبير مىگويند) ، آن است كه: مردم وقتى در كوچ اوّل، كه روز دوازدهم است، از منا، كوچ كرده و به شهرهاى خود رفتند، ديگر به دنبال نمازهايشان تكبير نمىگويند. پس تكبير در شهرها، بعد از ده نماز قطع مىشود، ولى حاضران در منا، تا زمانى كه در منا هستند؛ يعنى تا روز سيزدهم، كه نفر و كوچ دوّم در اين روز صورت مىگيرد، تكبير مىگويند.
22. ابان بن تغلب گويد : پس از آنكه حَجّاج كعبه را خراب كرد، مردم خاكآن را ميان خود تقسيم نمودند و آن مكان را با زمين يكسان ساختند. بعد كه خواستند از نو بنا كنند، مارى از زمين بيرون آمد و از كار آنان جلوگيرى كرد، بهطورى كه مردم از وحشت گريخته، نزد حَجّاج رفتند و واقعه را براى او بازگفتند. وى ترسيد كه از بنا و ساختن كعبه ممنوعگردد، ناگزير بالاى منبر رفت و مردم را فرا خواند و گفت:
خدا رحمت كند بندهاى را كه بداند چارۀ آنچه ما به آن مبتلا شدهايم چيست و ما را از آن آگاه كند.
ابان مىگويد: پيرمردى از جا برخاست و گفت: اگر چارۀ اين كار نزد كسى باشد، او همان كسى است كه ديدم به سوى كعبه آمد و اندازۀ آن را گرفت و رفت.
حجّاج پرسيد: او كيست؟