210از پارچۀ كعبه را آورده بود كه براى آنها به عنوان حرز به شمار مىآمد.
تاريخ بانتن گواه آن است كه در قرن هفدهم، حج براى مردم اين ديار، نه تنها مسألهاى عبادى، كه يك فعاليت سياسى بر ضدّ استعمار هلند نيز بوده است.
در زبان مالايو نقل مىكنند كه بنيانگذار اسلام در بانتن، پادشاهى به نام سونان گونونگ جاتى، در جاواى غربى بوده است. او و فرزندش، پيش از سفر حج، در چند مكان، كه به عقيدۀ آن ها مقدس بوده، معتكف شدهاند. در تاريخ آمده است كه حج براى آن دو، سفرى معمولى نبوده است .
آقاى حسن الدين حكايتيرا كه مربوط به سفر سونان گونونگ جاتى به حج و دعوت از فرزندش به همراهى با وى در اين سفر است، چنين نقل ميكند:
«فرزندم! اكنون موسم حج است. بيا ما نيز به حج برويم و تو به عنوان مريد در آنجا بمان و از استاد اطاعت كن» .
پس از اين كه فرزندش را نصيحت كرد، او را با خود به مكه برد و وقتى به مسجد الحرام رسيدند، به وى آموخت كه طواف كند و حجرالاسود را ببوسد. بعد از طواف و به جا آوردن اعمال حج، فرزند سونان گونونگ جاتى به مدينه رفت و در آنجا علم كامل فرا گرفت و با فرقۀ نقشبنديه وارد شد.
در گذشته بعضى بر اين باور بودند كه افرادى مانند شيخ محيالدين، از راه كوچهاى تنگ و با بار و بنه اندك و با نيروى فوق طبيعى، از جاوا به حج رهسپار شده است. باور ديگر بر اين است كه در شهرى به نام «چى بو لو كن» در بانتن، چاهى وجود دارد كه با چاه زمزم در مكه مرتبط است و مولانا منصور از طريق اين چاه به مكه مىرفته است!
اكنون نيز بعضى از علما به اين موضوع باور دارند و در هر جمعه، كنار اين چاه حضور مييابند و نماز ميگزارند و بر اين عقيدهاند كه نماز خواندن در كنار اين چاه، حكم نماز در مسجد الحرام را دارد!
اين مطالب، نشان مىدهد كه نقش حج و ارتباط با مكه، به عنوان مركزى براى