153موعود است - در اطراف آن پراكنده شدند.
برخى در منطقهاى بهنام تيماء و برخى در فدك و برخى در خيبر سكنى گزيدند - بعدها - يهوديان تيماء در جستجوى همكيشان خود برآمدند و برادران خود را سراغ گرفتند. عربى از قبيلۀ قيس بر آنان گذشت، شترانى از او كرايه كردند. عرب به آنان گفت: شما را از ناحيۀ ميان عير و احد مىبرم. گفتند: چون بر آن - احد - گذشتى ما را خبر كن، چون به ناحيۀ مدينه رسيدند، عرب به آنان گفت: آن عير و اين احد است. يهوديان از شتر به زير آمدند و گفتند:
به خواسته و آرزوى خود رسيديم و ديگر نيازى به تو نداريم و هرجا خواهى برو، سپس نامهاى به همكيشان خود در فدك و خيبر نوشتند، مبنى بر اينكه ما به محل سرزمين مقصود رسيديم و شما نيز بياييد، ولى پاسخ آمد ما در اينجا مستقر شده، ثروت و مال به دست آوردهايم و به شما نيز نزديكيم. چون زمان موعود و ظهور پيامبر برسد، بهزودى نزد شما خواهيم آمد - حاصل آنكه اين دو دسته از يهود - در اطراف مدينه مستقر گشته، اموال بسيار بهدست آوردند - و ثروتمند شدند - چون خبر آنان به قوم تبّع رسيد، به جنگ آنان آمدند، ولى يهوديان در قلعههاى خود متحصن گرديده، در محاصرۀ قوم تبع قرار گرفتند و امانشان دادند. آنگاه خطاب به يهوديان گفتند: سرزمين شما را خوش يافتيم و مىخواهيم در آن مقيم شويم. يهوديان گفتند: اينجا شما را نشايد؛ زيرا محل مهاجرت پيامبرى است كه به فرمان كسى درنمىآيد تا آن پيامبر ظهور نكند.
تبّع گفت: ما از خاندان خود، كسانى را اينجا مىگذاريم تا آنگاه كه آن پيامبر ظهور كرد، او را يارى رسانند و دو طايفۀ اوس و خزرج را برجا نهادند. وقتى بر تعدادشان افزوده شد، اموال يهود را به غارت مىبردند. يهود به ايشان مىگفتند:
«اگر پيامبر ظهور كند، شما را از اين ديار مىرانيم» ، اما چون پيامبر مبعوث شد و انصار ايمان آوردند، يهود كفر ورزيدند كه اين آيه نازل شد: . . . وَ كٰانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا. . . . 1
2. در قرآن نيز چندين مورد به اين معنا تصريح شده است كه يهوديان پيامبر اسلام را مىشناختند؛ از جمله:
الف) وَ إِذْ أَخَذَ اللّٰهُ مِيثٰاقَ النَّبِيِّينَ لَمٰا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتٰابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جٰاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ. . . . 2