134بيهقى چنين است:
«أخبرنا أبوعمر و الأديب، قال: أخبرنا أبو بكر اسماعيلى، قال: سمعت أبا خليفة، يقول سمعت ابن عائشة، يقول: لما قدم. . .» تا آخر همان نقلى كه گذشت، سند ديگر بيهقى هم چنين است: «أخبرنا أبو عمر وبن مطر، سمعت أبا خليفة يقول: سمعت ابن عائشة: لما قدم رسولاللّٰه. . .» .
بيهقى مىافزايد: علماى ما اين خبر را مربوط به وقت ورود آن حضرت به مدينه، در هنگام هجرت از مكه مىدانند نه وقت آمدن آن حضرت از تبوك در ثنيةالوداع و خداوند آگاه است. 1اين روايت را خرگوشى (در شرف المصطفى) و ديگران، همه از طريق همين ابن عايشه روايت كردهاند. مشكل اصلى در ابن عايشه است كه سند او منقطع است؛ زيرا از وى به آن طرف، دست كم نام چند نفر افتاده است. نام اصلى ابن عايشه چنين است: عبيداللّٰهبن محمدبن حفصبن عمربن موسىبن عبيداللّٰهبن معمر تيمى (متوفاى 228) . وى به دليل آنكه از نسل عايشه دختر طلحه است، به ابن عايشه مشهور است. همانطور كه از سال در گذشت و نام اجدادش بر مىآيد، از وى تا عصر رسول صلى الله عليه و آله جاى چندين نفر در سند خالى است. اين مشكل سندى سبب شده است تا اكرم ضياء العمرى - مورخ و سيره شناس - بگويد: اخبارى كه دربارۀ خواندن سرود «طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَينٰا» رسيده، روايت صحيحى ندارد.
اما با وجود ضعف سند، گروه زيادى از عالمان، محدّثان و مورّخان؛ مانند ابن حبان، 2ابن عبدالبرّ، 3ابن قيّم، 4ابن كثير، 5سمهودى 6و ديگران، آن را روايت كردهاند. سند غريب ديگرى هم براى آن هست كه مراغى آورده و آن را به مالكبن انس منسوب كرده، با اين عبارت شگفت كه: «صَعِدْتُ ذَوات الْخُدُورِ عَلَى الأجاجير. . .» و سپس آن اشعار را آورده است 7كه مقصود روى بامهاست. اما منهاى سند، اشكالاتىهم به متن اين سرود واردكردهاند؛ يكى اين كه در اين سرود، نوعى نرمى و رقيق بودن هست كه در اشعار آن زمان وجود نداشته و به احتمال از اشعار قرن سوم است. ديگر آن كه اين سرود بر وزن بحر «رمل» است، در حالى كه وزن غالب بر اشعارى كه مرتحلا سروده مىشود، «رجز» است. به علاوه چگونه است با اينكه هنوز نام يثرب «مدينه» نشده در اين شعر گفته مىشود:
جئت شرّفت المدينة
مرحباً يا خير داع