123
استوانۀ وفود و هيأتهاى نمايندگى
حميدرضا نورى
پيشگفتار
پس از سيزده سال از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله اسلام، ترفندهاى گوناگون كفار و مشركين قريش در خاموش ساختن نور اسلام كارگر نيفتاد. آنان سرانجام با نقشهاى شيطانى تصميم به از ميان برداشتن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و قتل آن بزرگوار گرفتند. رسول گرامى اسلام پس از آگاهى از اين تصميم، به فرمان الهى ناگزير به هجرت و خارج شدن از مكۀ مكرمه گرديد.
إِلاّٰ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّٰهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا. . . 1
اگر او را يارى نكرديد، خداوند يارىاش كرد؛ (و در مشكلترين لحظات، او را تنها نگذاشت) . آن هنگام كه كافران او را (از مكه) بيرون كردند.»
پيامبر با تمامى عشق و علاقهاى كه به مكۀ معظمه داشت، با حسرتى زايد الوصف، اين سرزمين پاك و الهى را ترك كرد و به هنگام خروج از حرم الهى، فرمود:
«مَا أَطْيَبَكِ مِنْ بَلَدٍ وَ أَحَبَّكِ إِلَيَّ وَ لَوْ لاَ أَنَّ قَوْمِي أَخْرَجُونِي مِنْكِ مَا سَكَنْتُ غَيْرَكِ. . .» . 2«چه شهر پاكى و چقدر دوست داشتنى هستى! اگر قوم من، از اين شهر بيرونم