174مشكى و آبى (سه رنگ) مجزا، كه مرتب لباس خود را عوض مىكردند و خيلى با نظم، در حج شركت كرده بودند.
- آفريقايىها بيشتر بلند قد، تكيده و لاغر، سيهچرده و هرچند معدودى از آنها چاق و فربه هستند.
- مالزيايىها آرام و صبور، منظم با قد و قوارۀ كوتاه هستند.
- ايرانىها هم با شكل و شمايل خوب و در كاروانهاى منظم در انظار ظاهر مىشوند. بانوانشان داراى چادر مشكى به سر مىكنند و مردانشان كتوشلوار طوسى و سرمهاى مىپوشند.
هر روز زائران شهر مدينه بيشتر و بيشتر مىشود؛ از جمله مواردى كه امسال نسبت به گذشته چشمگير است، استفاده از ماسك براى جلوگيرى از سرماخوردگى و استفاده از تلفن همراه است كه مزاحمى است جديد براى زيارت و عبادت.
در ميان زائران، چهرههاى جوان كمتر ديده مىشود و بيشتر پير و سالخوردهاند.
برخى تفاوتها ميان شيعه و سنى، در احكام و مناسك، گروهى از همراهان را؛ به ويژه هنگام خواندن نماز متعجب مىساخت، از اين رو، در فرصتى كه پيش آمده بود، آن تفاوتها را توضيح دادم.
دوشنبه 29/10/82
امروز آخرين روز حضور ما در مدينه است. طبق معمول روزهاى گذشته، صبح زود عازم حرم شديم. جمعيت بهقدرى زياد بود كه نتوانستيم وارد داخل حرم شويم. در روبهروى باب جبرئيل نماز خوانديم و بعد براى وداع به بقيع رفتيم. از ساعت 15 شور و همهمهاى در هتل محل اقامت برپا شد.
همه آمادۀ حركت به مسجد شجره 1شده بودند. بسيارى از زنان چادر سفيد و مردان حولۀ احرام كه همه سفيد يكدست بود، بر تن كرده بودند تا لحظاتى بعد همگى محرم شوند. كاروان ما، كه از چند ساعت قبل از اذان حركت خود را آغاز كرده بود، پس از چند توقف، در چند ايستگاه ايست و بازرسى پليس، هنگام اذان مغرب به مسجد شجره رسيديم.
نماز مغرب و عشا را خوانديم و تلبيه 2گفتيم. حال و هواى معنوى خاصى همه را فرا گرفته بود. برخى گريه مىكردند؛ آرى:
«احرام در ميقات، نشانگر از بين رفتن مرزها و تشخّصها و داشتنها و نداشتنهاست، چرا كه لباس تشخّص و تبعيض است. مرز و تفرقه است و تفاوت آن ظاهر آدمها را متفاوت مىكند، اما با