105آغاز كرده و در نتيجه براى آنان دهم ذىحجه كه عيد قربان بوده، يك روز پس از عيد سنيان بوده است. اينكه در پايان خبر قيد شده است كه آنان نماز عيد را در معلات خواندند، مىتواند ناشى از ترس آنان براى ماندن در منا و يا اقامه نماز پس از قربانى در منا و بازگشت از آنجا به سوى مكه باشد.
10. اين خبر نشان مىدهد كه افراد متعصب، تا چه اندازه جرى بوده و رفتار نا معقول داشتهاند. اين در حالى است كه قاضى حنفى برخوردى عاقلانه داشته و تلاش كرده است تا زمينه را براى رفتارى مطابق فتاواى موجود داشته باشد. همان طور كه صاحب نيل المنى در پايان خبر اشاره كرده، عقلاً نيز نه تنها از كار قاضى مالكى ستايش كردند، بلكه رفتار عوام متعصب را محكوم كردند. اين قبيل رفتارها يكى از مشكلات هميشگى امت اسلامى در برافروختن آتش فتنههاى فرقهاى بوده است. در مقدمۀ همين بحث هم ديديم كه عصامى هم از اين گونه رفتارهاى نابخردانه گلايه كرده است.
احمد سباعى در كتاب تاريخ مكۀ خود هم بارها از اين گونه اعمال ابراز انزجار كرده و در قدح رفتارهاى متعصبانه با شيعيان و نامعقول بودن آن برخوردها سخن گفته است. از زشتىهاى اين رخداد، آتش زدن است كه متأسفانه در مكّه بىسابقه نبوده است. از مواردى كه يافت شد مربوط به آتش زدن فردى است كه مدعى شدند رومى بوده و مىخواسته حجر الاسود را بشكند. وى را از مسجد الحرام بيرون آوردند و آتش زدند. اين واقعه در سال 363 بوده است. 1همين منبع تأييد كرده است كه يكى از همراهان همسر شاه طهماسب كه در سال 971 به سفر حج رفته بود، در مدينه سبّ شيخين كرد. او را نزد قاضى و شيخ الحرم آورده و آن دو دستور به قتل او دادند. آنان نيز او را كشته و كنار باب السلام آتش زدند. 2. داستان گردن زدن ابوطالب يزدى در سال 1322ش. به دست وهابيان عربستان آن هم به اتهام آن كه قصد آلوده كردن كعبه را داشته، نشان از آن دارد كه اين ماجراها ادامه داشته است. در حالى كه وى ناخواسته قى كرده بود، براى اين كه در مسجد نريزد، حوله احرام خود را جلوى دهان خود گرفته بود. اخيراً آقاى قاضى عسكر كتابچهاى با نام شهيد مروه دربارۀ وى منتشر كرد كه در سال 1385 توسط نشر مشعر چاپ شده است.