104اختلاف كردند. برخى گفتند كه او ادعا كرده است كه جبرئيل در نزول وحى بر محمد صلى الله عليه و آله اشتباه كرده و وحى مربوط به على عليه السلام بوده است كه همان مذهب غرابيه مىشود. . . آنان گفتند كه سبّ شيخين سبب كفر است و نديدهاند كه تصريح به امكان توبه يا توبه دادن او شده باشد. قاضى، برخلاف آنان گفت كه تعزير شده و توبه داده مىشود. و اين [ قول ] روايت شده است. اما علماى هم مذهب او با وى موافقت نكردند و در اين باره سخن مردم در كار او بالا گرفت. در ظهر روز جمعه، هشتم ماه مزبور، قاضى دستور داد تا سر او را برهنه كرده و او را در مسعى گردش داده اعلام كردند: «اين پاداش كسى است كه شيخين را سبّ كرده است» . حاميان او هم از منزل قاضى به سمت مروه هجوم آورده، او را بازگردانده و آزادش كردند. سخن در اين باره بالا گرفت و الأمر الى اللّٰه تعالى. 1گويا اين قصه سبب اين ذهنيت براى مردم متعصب شده است كه قاضى طرف آن شخص را گرفته و بسا با گرفتن رشوه، برخوردى مسامحه آميز - البته از نگاه افراطىها - با او داشته است. همين ذهنيت سبب شده است تا در ماجراى حسين استرآبادى، مردم خود وارد ميدان شده و با كنار گذاشتن قاضى، متهم را كشتند و آتش زدند.
8. قاضى معزول مالكى كه واسطه براى كفن و دفن مقتول شده و از او با عنوان تاجى بن يعقوب ياد شده، در اصل زمانى قاضى مالكى مكه بود. نام وى تاج الدين بن نجم الدينبن يعقوب مالكى است كه در شوال سال 935 با آمدن قاضى مالكى جديد، ابوالقاسم انصارى معزول گرديد. 2در نيل المنى، ذيل رويدادهاى ربيع الاول سال 924 خبر ازدواج وى با سيده قريش دختر قاضى القضاة حنبلى درج شده است. 3اخبار ديگرى هم از نقش وى در رويدادهاى مكه در همان كتاب آمده است كه با مراجعه به فهرست اعلام، ذيل نام تاج الدينبن نجم الدين بن يعقوب مالكى مىتوان موارد آن را يافت.
9. اما در بارۀ اين كه اينان جماعتى شيعه بودهاند كه روز عيد همراه سنيان در منا حاضر نشدهاند، اين مسأله به اختلاف در رؤيت هلال باز مىگردد. مسألهاى كه در دوره ياد شده تا چندين قرن، مسألهاى مهم در اختلاف ميان شيعيان و سنيان در حجگزارى بود. البته در اين باره ميان سنيان نيز اختلافاتى رخ مىداد كه اندك بود. به نظر مىرسد در سال ياد شده، شيعيان نتوانستهاند رؤيت هلال توسط سنيان را بپذيرند و در نتيجه يك روز ديرتر ماه ذى حجه را