102اين كتاب به آن اشارت مىرود - اشاره به ساكنان و يا طلاب سنى ماوراءالنهرى از سمرقند و مناطق ديگرى است كه از دير باز در مكه مىزيستند و درس مىخواندند. اين جماعت، در ادوار مختلف از مناطق خود كوچ كرده براى حج به مكه مىآمدند و همينجا مىماندند. اين مهاجرت تا اين اواخر كه دولت روسيه در آن نواحى غلبه كرد ادامه داشت و از قديم تاكنون، نسلى عظيم از اين گروه، به صورت ساكنان اصلى مكه در آمدهاند بهطورى كه قيافههاى آنان نيز فراوان حكايت از اين امر دارد. در اسناد عثمانى، هميشه از اعاجم كه سهمى هم از بخششها به آنان داده مىشد، ياد شده و مقصود همان سنيان بخارايى و ازبكى و سمرقندى بودند. در ماجراى مزبور، منهاى اين عجمها، اروام يعنى رومىها يا به عبارتى تركهاى عثمانى هم بودند. به علاوه جماعتى از اهل مكه نيز دست داشتند. اينها مطالبى است كه در اصل خبر به صراحت گزارش شده است.
5. آيۀ مورد نظر كه در خصوص قاضى ادعا شد كه حسين استرآبادى گفته است كه در شأن عمر نازل شده؛ يعنى إِنَّ اللّٰهَ لَايُحِبُّ الْخَائِنِينَ در سورۀ انفال، آيۀ 58 آمده و ضمن آياتى است كه مربوط به بنى قينقاع است. اين طايفۀ پيمان شكن مورد خشم خدا و رسول صلى الله عليه و آله قرار گرفته و در سال دوم از هجرت از مدينه بيرون رانده شدند. در اين آيه، با اشاره به نقض عهد آنان، ايشان متهم به خيانت شده و آمده است كه خداوند خائنان را دوست ندارد.
در تفاسير شيعه، شرحى از اين مطلب و اينكه مربوط به آن حادثه است، مورد تصريح قرار گرفته است. تنها در تفسير صافى به نقل از تفسير قمى آمده است كه اين آيه در بارۀ خيانت معاويه در حق على بن ابى طالب است (تفسير الصافى، ج2، ص311) . اما خبرى داير بر اين كه آيه در شأن عمر باشد، ديده نشد. بنابراين، به نظر مىرسد كه اين روحانى استرآبادى، چنين مطلبى را كه در هيچ كتاب تفسيرى شيعه نيامده، نگفته باشد. چنانكه خودش هم انكار كرد. وى گفت كه من گفتم آيۀ: عَلِمَ اللّٰهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ. . . بَاشِرُوهُنَّ در بارۀ عمر است؛ و اين مطلبى است كه در تفسير طبرى معروف به جامع البيان (ج2، ص225) و منابع ديگر آمده است. به احتمال زياد، خبر مىتواند تحريف شده باشد و شهادت دهندگان هم كه از همين بلواييان بودند، شهادتشان نمىتواند درست باشد؛ زيرا به روشنى آنان مدعيانى متعصب بودند كه اصرار بر كشتن اين روحانى شيعه داشتند و سخنشان حجّت نتواند بود.