101يك نفر عالم دين باشد كه اهل بحث و جدل بوده و مانند بسيارى از موارد كه از ديرزمان تا به امروز شاهدش بودهايم، به بحث و گفتگوى مذهبى با مخالفان پرداخته است.
2. در تمام اين سالها، همواره شيعيانى از ايرانىها در حرمين زندگى مىكردند و به رغم اين فشارها، رفت و آمد به اين شهرها، هم براى انجام فريضۀ حج و هم بهرههاى علمى، ادامه داشت. به خصوص استرآبادىها در دورۀ صفوى، شمارشان در حرمين اندك نبود و برخى مانند ميرزا محمد امين استرآبادى بخش مهمى از حيات علمىاش را در آن نواحى سپرى كرد.
البته شمار شيعيان در مدينه بيشتر بود و اقامت شيعيان هم در آن ديار بيشتر بود. به خصوص كه شمارى از سادات مدينه، رسماً شيعۀ اثناعشرى بودند. در همين كتاب نيل المنى (1/231) اشاره به آن شده است كه وقتى پولى از هند براى تقسيم رسيد، ميان فقهاى مدينه و رافضه درگيرى پيش آمد؛ زيرا وكيل بر آن بود تا پول را تنها ميان سنيان تقسيم كند. در نهايت با فشارى كه شيعيان آوردند، مقرّر شد تا هزار دينار آن به ايشان داده شود.
3. در اين متن از دو مدرسه در مكه ياد شده است؛ نخست مدرسه كلبرجيه و دوم مدرسه العينيه كه سابقاً به آن مدرسة المجاهديه گفته مىشده است. تنها در يك جا (نيل المنى، ج2، ص574) از اين مدرسه با عنوان «كَلَبَرقيه» ياد شده است. مصحح در جايى (نيل المنى:
2/735) گفته است كه نام اين مدرسه در غاية المرام (3/147) الكبرقيه ضبط شده است. اين مدرسه، محل فرود آمدن امين صرّه عثمانى؛ يعنى مسؤول توزيع سكههاى طلاى دولت عثمانى در مكه بوده و دست كم در چند مورد در همان منبع (546، 574، 589، 679) از اين مطلب ياد شده است. مدرسه ياد شده در كنار باب الصفا بوده است. گفتنى است كه مدرسۀ العينيه هم زمانى محل اقامت امين صرّۀ روميه بوده و سكهها در آنجا ميان طبقات مختلف مردم و با نظارت قضات مكه، توزيع مىشده است (نيل المنى، ج1، صص174، 557) .
در جاى ديگرى هم آمده است كه مدرسۀ مجاهديه، در رواق يمانى بوده است (همان، ج1، ص417) . نايب جده هم كه از طرف سلطان عثمانى نصب مىشد، زمانى كه به مكه مىآمد، در همين مدرسۀ العينيه سكونت مىگزيد (همان، ج1، ص470) .
4. در نخستين عبارت آمده است كه گروهى از «عجم» - ج: اعاجم - در مدرسۀ كلبرجيه با حسين استرآبادى بحث مىكردند. بايد توجه داشت كه در اين موارد، عجم - كه فراوان در