50«احمد خضرويه گفت: ابراهيم (ادهم) مردى را در طواف گفت: درجۀ صالحان نيابى تا از شش عقبه نگذرى؛ يكى آنكه درِ نعمت بر خود ببندى و درِ محنت بر خود بگشايى و درِ عزّ بربندى و درِ ذلّ بگشايى و درِ خواب بربندى و درِ بيدارى بگشايى و درِ توانگرى ببندى و درِ درويشى بگشايى و درِ امل ببندى و درِ اجل و درِ آراسته بودن و درِ ساختگى كردن مرگ بگشايى.» 1ختم قرآن در طواف
ختم قرآن در طواف، از كارهايى بوده كه عرفا انجام مىدادند. عطار در شرح حال ابوبكر كتّانى آورده است:
«او را چراغ حرم گفتند و در مكه مجاور بود تا وقت وفات و اول شب تا آخر نماز كردى و قرآن ختم كردى و در طواف دوازدههزار ختم قرآن كرده بود.» 2دعا در حجر الأسود
حجر الأسود ركنى است كه حاجى وقتى به آن مىرسد مستحب است آن را ببوسد يا استلام كند و اگر نتواند، به آن اشاره كند و بگويد: «أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوَافَاةِ» ؛ «امانتم را ادا كردم و پيمانم را بستم تا شاهد بر وفاى به پيمانم باشى.»
يكى از عرفا هنگام طواف هر بار كه به آن مىرسيد دعا مىكرد:
«نقل است كه گفت: شبى طواف گاه خالى يافتم، طواف مىكردم و هربار كه به حجرالأسود مىرسيدم، دعا مىكردم و مىگفتم: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حالاً وَ صِفَةً لاٰ أَتَغَيَّرُ مِنْهُ؛ بار خدايا! مرا حالى و صفتى روزى كن كه از آن نگردم! يك روز از ميان كعبه آوازى شنيدم كه يا ابوالحسين، مىخواهى كه با ما برابرى كنى؟ ! ماييم كه از صفت خود برنگرديم، امّا بندگان گردان گردان داريم تا ربوبيّت از عبوديّت پيدا گردد. ماييم كه بر يك صفتيم، صفت آدمى گردان است.» 3دعا در ملتزَم
ملتزم از مكانهايى است كه اهل معرفت در آنجا به دعا و تضرع و زارى مىپرداختند و حاجات خود را از خدا طلب مىكردند. عطار در ذكر حال ابو يعقوب نهرجورى آورده است: