32همان حجىكه در آن روح برادرى و برابرى حاكميت داشته و هر نوع تبعيض و امتيازطلبى نفى گشته است. همان حجى كه پاسخگوى فريادهاى مظلومانۀ فلسطين و بوسنى و كشمير و الجزاير و. . . است. همان حجى كه مشكلات يك سال مسلمين را بررسى و درصدد رفع آن برآيد.
همان حجىكه براى قيام تأسيس شده، آن هم قيام ناس براى ناس، قيام بر ضدّ مستكبران و جباران عالم، همان حجى كه بُعد سياسى آن كمتر از بعد عبادىاش نيست، بلكه سياستش عين عبادت است.
حجى كه كانون معارف الهى است كه از آن، محتواى سياست اسلام را در تمام زواياى زندگى بايد جستجو نمود. همان حجى كه در ادامه بت شكنىهاى ابراهيم عليه السلام و محمد صلى الله عليه و آله است و اعلان برائت در آن تأسى از رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله و متابعت از اوامر خداست. همان حجى كه در آن بايد حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين ستاند.
همان حجى كه لبيك آن، لبيك به حقتعالى و فرياد لا بر همۀ طاغوتها و طاغوتچههاست. همان حجى كه در آن رمى از شياطين و در رأس آنها شيطان بزرگ مىشود تا حج خليلاللّٰه و حبيباللّٰه و ولىاللّٰه اعظم حضرت مهدى (عج) بجا آورده شود و الّا در حق ما گفته مىشود: «مَا أَكْثَرَ الضَّجِيجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِيجَ» .
همان حجىكه براى نزديك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه تأسيس شده است.
همان حجىكه سفرش سفر الىاللّٰه و گردش در خانهاش، نشاندهندۀ اين است كه به غير از خدا، گرد ديگرى نگرديد.
همان حجى كه بسان قرآن است و همه از آن بهرهمند مىشوند ولى انديشمندان و غواصان و دردآشنايان امت اسلامى، اگر دل به درياى معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرورفتن در احكام و سياستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف اين دريا گوهر هدايت و رشد و حكمت و آزادگى را بيشتر صيد خواهند كرد و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند شد. اما حجى كه انسان را به خدا نزديك نكند و رذايل نفسانى را نزدايد، حجى كه جوابگوى فريادهاى مظلومانه نباشد، حجى كه بىروح و بىتحرك و بىوحدت و بىبرائت باشد و هدم كفر و شرك از آن برنيايد و فقط يك سفر تفريحى - تجارتى و انجام يكسلسله اعمالخشك وبىحاصل وبىثمرباشد، حج ابراهيمى - محمدى صلى الله عليه و آله نخواهدبود. 1