125كشورهاى مسلمان - كه محور آنها مكۀ مكرمه بود - كه سى سال از عمر او را دربرگرفت، به شيراز بازگشت، در حالىكه پيرمردى جا افتاده و تجربهديده بود و تا دم مرگ، به كار تأليف و عبادت پرداخت. 1ويژگى اين اديب، افزون بر دانش و نبوغ و فرهنگ اسلامىاش، جوشش عواطف انسانى اوست كه انسان و جهان را دربرگرفته و از رهگذر سفرهاى درازمدت و صحنههاى زندگى و معاشرت با مردم به آنان رسيده است. علاوه بر آنچه در سرشت او بود؛ يعنى نگاه روشن و انديشۀ سيال و ژرف. از اينرو دربارۀ انديشهها و اندوههاى مهم انسان در دوران ناتوانى و پيرى و عشق و جوانى و فقر و نيازمندى و بيمارى و مرگ، سخن گفته است و مردم را در همهجا از اين جهت كه تحوّلات زمان و حوادث روزگار آنان را در آسياب سختىها مىكوبد و مىفشارد، يكسان ديده و دگرگونىهاى حال مردم را بين تنگدستى و ثروت و ضعف و ناتوانى تجربه كرده است و ديده كه چگونه در معرض ضربات زندگى قرار مىگيرند. از اين جهت اين احساس را يافته كه مردم بايد همانگونه كه قرآن كريم فراخوانده است، اخلاق خويش را نيكو سازند، حكمرانان به صلاح مردم و به عدالت و انصاف رفتار كنند و بزرگان در برابر ضعيفان فروتنى و هركس به آنچه دارد راضى و قانع باشد. وى ديدگاه خود را مستند به حديث مشهور ساخته و چنين سروده است: بنىآدم اعضاى يكديگرند
اما كتاب «گلستان» او، كه مورد پژوهش است، مجموعهاى از حكمت و تربيت و پند است كه در خلال حكايتهاى تمثيلى و لطيف و نكتههاى زيبا و غمگين گسترده است، با پوششى زيبا از شعر و نثر و روش نثر موزون و مسجّع. سخنان كوتاه و حكمتآميزى دارد كه سرشار از معانى زيباست؛ مثل آنجا كه در فرق ميان عالم و جاهل در باب هشتم (آداب صحبت) مىگويد: «مشك آن است كه