152ولى خود اين اخوان نمىدانند كه مؤسس تشكيلات اوليه ايشان «سنوسى» است يا هر كه طرح تشكيل ايشان را ريخته، شاگرد «سنوسى» بوده است؛ زيرا «سنوسى» صوفى است و اينها به صوفيه ارادتى ندارند.
ابتداى تشكيل اين طايفه اين بود كه جماعتى در راه خدا عقد برادرى بستند و در جايى به نام «ارطاويه» جمع شدند و اساس كار را بر برادرى و برابرى و مساوات، حتى اشتراك در مال قرار دادند؛ بدين ترتيب كه مثل آن رفتارى كه انصار پيغمبر با مهاجرين كردند، با هم رفتار كردند. هر كسى به سوى ايشان هجرت كرد و در فرقۀ ايشان داخل شد، هر كسى از خود چيزى بدو داد.
يكى پول داد، يكى بز داد، يكى گوسفند داد، يكى كره اسب يا كره شتر داد و براى او خانه و خانواده درست كردند و در مدت كمى قوّۀ عظيمى شدند و چون وهابى هستند «ابنسعود» را امام مىدانند ولى البته نه به معناى آن امامى كه شيعه معتقد است. به مذهب اهل تسنن، امام يعنى پادشاهى كه مسلمانان او را به امامت؛ يعنى رهبرى و پيشوايى يا بهتر بگوييم پادشاهى پذيرفته باشند و اينها چون سنى هستند و غير از خودشان؛ يعنى اتباع «محمدبن عبدالوهاب» را سنى، بلكه اصلاً مسلمان نمىدانستند و معتقد بودند و شايد هنوز هم باشند كه ديگران به واسطۀ پرستش قبور ائمه و اوليا و توسّل به غير خدا مشرك هستند، تعصب عجيبى بر ضدّ مسلمانان ديگر داشتند و البته كم و بيش حالا هم دارند.
عبدالعزيز بن سعود پدر پادشاه فعلى عربستان سعودى، ديد اينها خوب قوهاى براى پيشرفت مقصود او هستند، آنها را تقويت كرد و به نيروى آنها ممالك اطراف را گرفت. ابتدا «احساء» و «قطيف» را كه الآن