150به اينها (يهوديها) بفروشيد؟ مگر اينها ادعاى عراق و سرزمينهاى مقدس شما را ندارند؟»
استاد شهيد در ادامه مىافزايد:
«مرتب دروغ در مغز ما كردند كه اين يك مسأله داخلى است، مربوط به عرب و اسرائيل است. باز به قول عبدالرحمن فرامرزى اگر مربوط به اينهاست و مذهبى نيست، چرا يهوديان دنيا مرتب براى اينها پول مىفرستند؟»
خاطرات عبدالرحمان فرامرزى از سفر به حجاز، همراه محمدرضا پهلوى كه احتمالاً در سالهاى نخست دهۀ چهل انجام گرفته، حاوى نكات قابل توجهى است. اين خاطرات از كتاب «خاطرات استاد فرامرزى» گرفته شده كه به كوشش حسن فرامرزى انتشار يافته و بخشى از خاطرات حسن تقىزاده، كه در اين سفر حضور داشته، در پاورقى آمده است:
در بچگى اعلانى به مناسبت انتشار ديوان فاريابى ديدم كه:
ديوان ظهير فاريابى
در كعبه بدزد اگر بيابى
وقتى به حجاز رفتيم و به زيارت كعبه مشرّف شديم، با اينكه به مناسبت وجود اعلىحضرت همايونى، درِ كعبه را به روى ما گشودند، من ديوان فاريابى را در آنجا نديدم كه بدزدم. گويا جامى پيش از ما دزديده است.
چون ممكن است ذهن خوانندگان مسبوق به اين مضمون نباشد، به نظرم لازم است بنويسم كه اين شعر راجع به جامى است و اصلاً اينطور است:
اى باد صبا بگو به جامى
علّت اينكه در بدو مقاله به اين شعر اشاره كردم، اين بود كه در تمام جادۀ بين جده و مكه، اين شعر را به خاطر داشتم و عالباً به جاى «لَبَّيك اَلّلهُمَّ لَبَّيك. . .» كه ذكر