106بيركهارت مىنويسد:
«همراه كاروان حجاج مغرب تعدادى از ساكنان جزيره جربا نيز بودند كه او اعتقاد داشت آنان از شيعيان امام على عليه السلام بودند. از يمن نيز دو كاروان از طريق خشكى وارد مكه مىشدند. يكى از اين دو كاروان، از صعده به سمت مناطق كوهستانى و از آنجا به طائف آمده و بعد وارد مكه مىشدند. اما كاروان دوم مجموعهاى از حاجيان يمن و ايرانى و هندى بود كه بر طبق عادت، در بنادر يمن جمع مىشدند. آنان از مهمترين كاروانهاى حج سال 1803 بودند و قافلهاى عظيم از كالاهاى مختلف و قهوه را به مكه مىآورد و يكى از بزرگان يمن نيز آن را سرپرستى مىكرد. اين كاروان از جايگاه مخصوصى در مكه برخوردار بود. اما حجاج ساير نقاط؛ از جمله مسلمانان هند، كشمير، كَجران و ايرانيان از طريق خليجفارس مىآمدند و اعراب بصره، مسقط، عمان و حضرموت از طريق دريا، يمن و جزاير هند شرقى راهى مكه مىشدند.
علاوه بر اين، حاجيانى از راه سواحل مليندا و مومباسا كه به آنان «سواحليون» گفته مىشد و مسلمانان حبشه و ساير كشورهاى دورافتاده نيز از همين راه به مكه مىآمدند.»
بعد از اين مطالب، بيركهارت به تفصيل مناسك حج را توصيف كرده و تعداد حجاج مقيم عرفات را در آن سال (1814) را هفت هزار نفر تخمين زده، نوشته است:
«طول خيمههاى حجاج بالغ بر 3 يا 4 مايل و عرض آن حدود 2 مايل بود.»
او در ادامه توصيف كرده است كه: «در هيچ جاى دنيا در اين مساحت اندك، اين تعداد انسان، كه به لهجهها و گويشهاى مختلف سخن مىگويند، در كنار هم جمع نمىآيند» و ادامه داده كه توانسته است 40 زبان را در ميان حجاج شناسايى كند. 1لازم به توضيح است كه ما ناگزيريم از ذكر بسيارى از اطلاعات و توضيحاتى كه بيركهارت اشاره كرده، براى جلوگيرى از اطناب و اكتفا به خلاصههايى كه مفهوم را برساند، چشمپوشى كنيم.