105مصر سفلى نيز در كاروان بودند. جاى بسى تعجب است كه بيركهارت مىگويد خود شاهد تعدادى رقاصه و فاحشه در آن كاروان بوده و چادرها و خيمههاى زنان را زيباترين آنها توصيف مىكند! 1بيركهارت همچنين مىنويسد:
«كاروانهاى ايرانى كه در گذشته از بغداد خارج مىشدند، از راه نجد وارد مكه مىگشتند، اما هنگامى كه وهابيون مانع ورود كاروانهاى شامى از سوريه شدند، ايرانيها نيز نتوانستند به حج بيايند. اما بعد از اينكه ميان عبداللّٰهبن سعود با طوسون پاشا (بن محمدعلى) در سال 1814 مصالحه شد، تعداد كمى از ايران توانستند از راه خشكى وارد مكه شوند. آنان از راه بغداد به شام آمده بودند.»
لازم به ذكر است كه بنا به گفتۀ بيركهارت ايرانيان اجازه نداشتند هميشه به مكه بيايند. بعد از اينكه بناى حرم شريف در سال 1634 به دستور سلطان مراد چهارم مرمّت شد، هيچيك از ايرانيان (از شيعيان امام على عليه السلام) حق نداشتند براى انجام مراسم حج يا دليل ديگرى وارد مسجدالحرام شود.
اين تحريم سالها ادامه داشت اما اموال و سرمايههايى كه ايرانيان پرداختند، سبب شد به سرعت راه كعبه و عرفات برايشان گشوده شود.
در هيچ جاى دنيا در اين مساحت اندك، اين تعداد انسان، كه به لهجهها و گويشهاى مختلف سخن مىگويند، در كنار هم جمع نمىآيند.
چندين سال اعزام حجاج مغرب، به سبب آنكه بدون راهنما با نظم خاصى مىآمدند متوقف شده بود. معمولاً رسم بود كه كاروانهاى مغربى به سرپرستى يكى از نزديكان پادشاه مراكش حركت و مسير تونس و طرابلس را به آهستگى طى مىكردند و حجاج ساير مناطق نيز به آنان مىپيوستند. اين كاروان از طرابلس تا درنه به موازات ساحل دريا حركت مىكرد و از آنجا تا ساحل مصر و بعد وارد قاهره مىشد و از طريق اسكندريه به مكه مىرسيد. اين كاروان تعداد كمى سرباز همراه خود داشت؛ چرا كه حجاج اين منطقه عادت داشتند، همراه خود سلاح حمل كنند.