86بىاحترامى به مسجد است، سخن درستى نيست و آن را نمىپذيريم.
چگونه مىتوان گفت در سرزمين كفر؛ جايىكه تشنگان حقايق مىخواهند با اسلام آشنا شوند و پيام وحى را بشنوند و مسجد هم تنها مركز رسمى و جايگاهى است كه مسلمانان مىتوانند پيام خود را به ديگران برسانند، آمدن كافران به مسجد براى شنيدن پيام وحى بىاحترامى به مسجد است؟
چگونه مىتوان گفت در سرزمين كفر؛ جايىكه تشنگان حقايق مىخواهند با اسلام آشنا شوند و پيام وحى را بشنوند و مسجد هم تنها مركز رسمى و جايگاهى است كه مسلمانان مىتوانند پيام خود را به ديگران برسانند، آمدن كافران به مسجد براى شنيدن پيام وحى بىاحترامى به مسجد است؟
آيا در چنين سرزمينى و در چنين وضعيتى اگر نامسلمانى به مسجد آمد، هتك مسجد شده است؟ يا آنكه راه ندادن به چنين انسانى و دست رد به سينۀ او زدن، خلاف فلسفۀ وجودى نخستين مسجدى است كه در اسلام بنا شده است؟ اگر مسجدى كه نمايشگاه آثار فرهنگى و اوج ظرافتهاى هنرى مسلمانان در طول تاريخ است و بيانگر عشق و علاقۀ آنان به دين و مذهب و نشانى از تمدن اصيل مىباشد، كافرى بخواهد اين مظاهر را ببيند و آفرينندگان آن را تحسين و عشق و علاقه آنان را به عقيده و باورهاى دينىشان بستايد، اين توهين به مسجد و مقدّسات مسلمانان است؟ !
بايد گفت: استدلال به اين آيه، بر ناروايىِ ورود كافران به همۀ مساجد، ناتمام است و شايد سخن علاّمۀ مجلسى اشاره به همين نكته باشد:
« . . . فَلاٰ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ. . . استدل به على عدم جواز إدخال النجاسة المسجد الحرام و هو غير بعيد للتفريع و إن أمكن المناقشة فيه و أمّا الاستدلال به على عدم جواز دخولهم شيئاً من المساجد فهو ضعيف» . 1«به آيه فَلاٰ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ. . . بر ناروايى وارد كردن چيز نجس به مسجدالحرام استدلال شده است. دور هم نيست، هر چند جاى مناقشه دارد. امّا استدلال به آن بر ناروايى ورود كافران به هر مسجدى، ضعيف است.»