85
وَ مٰا كٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاّٰ مُكٰاءً وَ تَصْدِيَةً. . . . 1
«نماز آنان در كنار كعبه، جز صوت كشيدن و كف زدن نبود.»
بنابراين، خداوند اگر آنان را از ورود به مسجدالحرام بازداشت، براى جلوگيرى از انجام اعمال مشركانۀ آنان بوده است.
آيا مىتوان اين را سنجيد با آن مسجدىكه اگر كافرى در آن پاى مىگذارد، براى شنيدن كلام خداست و سخنان مبلّغان دين و يا ديدن آثار باستانى و جلوههاى تمدن اسلامى؟
ب: در فقه، براى مسجدالحرام احكام ويژهاى از مستحبها، حرامها و مكروهها بيان شده است كه در ديگر مسجدها جارى نيست؛ براى مثال، ورودِ شخص جنب به مسجدالحرام، به هيچ روى جايز نيست. بنابراين، احتمال اينكه اين حكم نيز از ويژگيهاى مسجدالحرام باشد، احتمالى است عقلايى و چنين احتمالى براى يكسان ندانستن حكم كافى است.
ج: بسيارى از علما بر اين باورند كه مقصود از مسجدالحرام در آيۀ شريفه، حرم است. در قرآن كريم مورد ديگرى نيز وجود دارد كه مسجدالحرام گفته شده، ولى مقصود حرم است:
سُبْحٰانَ الَّذِي أَسْرىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ. . . . 2
بىگمان پيامبر صلى الله عليه و آله از خانۀ اُمهانى به معراج رفته است؛ يعنى از حرم، نه از مسجد الحرام. ذيل همين آيه نيز قرينه است بر اينكه مقصود از مسجدالحرام، تمامىِ حرم است:
. . . وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً. . . ، ترس از تنگناى زندگى، در صورتى است كه مشركان از آمدن به مكه نيز باز داشته شده باشند وگرنه، ناروايى ورود به مسجدالحرام، با آمدن براى تجارت و بازرگانى به مكه، ناسازگارى ندارد. اگر مقصود از مسجدالحرام در اين آيه، حرم باشد و مشركان از ورود به آن بازداشته شده باشند كه مسجدالحرام هم جزو آن است، در اين صورت، احتمال ويژه بودن حكم، به مراتب بيشتر است؛ زيرا براى منطقۀ حرم، احكام ويژهاى است كه هيچ مكان مقدسى آن احكام را ندارد.
و امّا نكته دوّم: اين سخن كه ورود كافران به مسجد با هر انگيزهاى كه باشد،