165چيز قابلى نبوده، فقط خود را مفتضح كردهاند. اين بود حقيقت مشاهدات فدوى كه عرض شد.
پس از زيارت، به اردوگاه سلطان آمده، دو روز توقف كرده، با پنج نفر تفنگداران مخصوص سوار شتر شده، بهطرف مكه رهسپار شدم. شب و روز در حركت بوديم؛ يعنى شبانهروزى چهارده ساعت در حركت بوديم. روز هشتم، بعد از ظهر، نيمهجان به مكۀ معظمه رسيديم.
در راه از آب كثيف ناگوار مبتلا به تب و نوبه؟ ؟ ؟ شدم كه هنوز آثارش باقى است.
در وقت عودت يك كجاوه خريده، بهتصور اينكه شايد راحتتر باشد، ولى افسوس بعد از دو - سه روز مجبور شدم كه بىكجاوه سفر كنم؛ زيرا كجاوه با آن حركت مخصوص شتر، عذابش بيشتر است.
دو شب و يك روز در مكه مانده، با ابنسعود وداع كرده، با اتومبيل به جده آمدم. چند روزى در جده منتظر كشتى شده، با ملكعلى چند ملاقات كرده، بالاخره به سمت مصر و از آنجا به شام آمدم.
ملاقات اخير با ابنسعود را در ورقۀ علىحده به عرض مىرسانم و همچنين ملاقات با ملكعلى را، كه بيچاره بالاخره مجبور به استعفا و هجرت از حجاز شد؛ زيرا مقصود از اين راپرت، فقط دادن توضيحات درخصوص مدينۀ منوره است.
اما اين نكته را جسارت مىورزم كه در اين مسافرت مصايبى كه بر فدوى رسيد، مرا اقلاً ده سال پيرتر كرده است و علىالعجاله نعمتى ظاهرى كه قسمتم شده است، ضعف و ناتوانى و انحلال قواى جسمانى است و خداوند شاهد است كه از صميم قلب مىگويم كه فقط روحانيت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله بنده را سالم به شام عودت داد، وإلّا بايستى در راه مدينه و مكه هلاك شده باشم و خودم از عودت مأيوس بودم. الحمدللّٰه فى كلّ حال، ايام شوكت مستدام باد! 1فدوى - حبيباللّٰه هويدا
هويدا در گزارش ديگرى باز سعى كرده ابن سعود را از اتهام تخريب قبور تبرئه كند. وى از قول ابن سعود چنين مىنويسد:
«. . . خيلى اسباب حيرت است كه مسلمانان عالم فقط براى تخريب چند قبر كه قبل از ورود من بهدست اين