138
وبه درازا كشيد، مردم محاصره شده بهاميد اينكه امروز و فردا قافلۀ شام مىرسند و وهابيان را قلع و قمع مىكنند و ما را از محاصره رها مىسازند، به هر سختى تن دادند و هر مشكلى را تحمل كردند، ولى ابراهيم پاشا امير الحاج قافلۀ شام، به جهت اينكه قدرت مقابله با سپاه بداى بن بدوى را نداشت و يا به علّت ديگر، گفت:
«اهالى مدينه بايد قلعۀ مدينه را به وهابيان واگذار كنند!»
اهالى مدينه به خيال اينكه ابراهيم پاشا با بداى بن بدوى ملاقات كرده، براى اهالى مدينه امان نامه گرفته است، نامۀ زير را نوشته، توسط نمايندگان خود:
محمد طيّار، حسن قلعى چاوش، عبدالقادر الياس، و على صويغ، نزد سعود بن عبدالعزيز فرستادند.
برگردانِ نامۀ اهالى مدينه به سعود بن عبدالعزيز:
بنام خداوند بخشندۀ بخشايشگر.
ستايش بر پروردگار عالميان، درود و سلام بر پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله، بهترين تحيّتها را به شيخ سعود تقديم كرده، از خداوند خواستاريم كه او را بر آنچه مورد خشنودى حق تعالى است موفق بدارد.
اما بعد، بر شما پوشيده نيست كه «ابراهيم پاشا قطير آغاسى» امير قافلۀ حج، هنگامىكه به اينجا آمد و محاصرۀ مدينه طيبه را توسط «شيخ بداى» مشاهده كرد، در اين رابطه با او گفت و گو كرد. وى اظهار كرد كه از سوى شما به اين كار مأموريّت يافته است.
ما مىدانستيم كه شما براى مجاورين حضرت رسالت پناه به جز خير، هيچ ارادهاى نمىكنيد، مناسب ديديم كه اوضاع را به آگاهى شما برسانيم.
از اين رهگذر، اعيان و اشراف و حكّام منطقه گرد آمدند و از ميان خود چهار نفر امين و عاقل برگزيده، آقايان: