130اينجا (منا) سنگرى بود كه دشمن صحيفۀ ملعونه را نوشت و همدست شدند و پيغمبر صلى الله عليه و آله را با بنىهاشم سه سال در شعب ابوطالب محروم از حقوق اجتماعى نموده محصور كرده و محاصره نمودند.
در آخر هم، دشمن توانست پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را نيز بيرون كند - ولى همان پيغمبر صلى الله عليه و آله اكنون به نيروى جمعيت باز آمده بود در سنگر (محصّب منا) در جاى آنها منزل كرده پيامى به جهان اسلام براى ابد فرستاد.
اينجا بايد فقها و ناطقين ياد بدهند كه همان پيغمبر صلى الله عليه و آله را آن روز كه تنها بود، از اين شهر بيرون كردند، پس تنها هيچ طايفهاى از مسلمين نبايد به استناد اينكه حق با من است غرور پيدا كند و از همدستى با جمعيت مسلمين دست بكشند؛ زيرا پيغمبر صلى الله عليه و آله هم حق بود معهذا او را در موقع تنهايى و بىكسى بيرون كردند، ولى همان پيغمبر امروز كه دوازده هزار همدست دارد، برگشت و دشمن را مطيع حق كرد. هيچكس نيست كه كمك و معاونت نخواهد. حتى بزرگترين رهبران جهان و هيچ كس نيست كه از عهدۀ كمك برنيايد، اگر چه مختصر و كم. روح سخن پيغمبر صلى الله عليه و آله همين بود.
در تابلو نشان بدهند كه هركس موظف است اين سخنان را فرا بگيرد و به خاطر بسپارد و به مردم برساند. باز تذكّر مىدهد كه عين اين مطالب را چه بفهميد و چه نفهميد برسانيد. پيغمبر صلى الله عليه و آله خود در اين خطبه چنين فرمود:
زيرا گاهى حامل نامه مطالب و مشتملات آن را خود درست نفهميده، ولى مىتواند به خوبى برساند. شخص حاج، هرگاه در منا اين سخن را از پيغمبر صلى الله عليه و آله بگيرد و همراه بياورد، بهترين و بزرگترين ارمغان و رهآورد سفر براى اهل ديارش خواهد بود.
در خاتمه، بايد دانست كه اتمام عمل حج و عمره به اين است كه اين مقاصد عاليه در اسلام عملى شود، نه تنها به انجام رسالۀ مناسك فقهى اكتفا شود؛ همانطور كه اگر طبق مناسك به قدر يك سر مو تخلف شود؛ مثلا موى خود را در منا در سفر اول نتراشيده، بايد باز خود برگردد و در منا موى سر بتراشد و اگر ممكن نيست بايد در همان مكان كه هست، موى سرِ خود را بتراشد و اين مو را بفرستد در منا دفن كنند؛ يعنى بايد اعمال جزء به جزء و مو به مو انجام شود.
همچنين آنچه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در اعلاميههاى خود به آن اهتمام فرموه، بايد