128مادۀ اول - راجع به حرام بودن دماء و اموال و نواميس مسلمين بر يكديگر است، بهطور مؤكد در مؤكد.
مادۀ دوم - راجع به رفع تشنج جامعه از رباخوارى است.
مادۀ سوم - راجع به بهانههاى انتقام جويى دوران پيش از اسلام است.
مادۀ چهارم - راجع به جعل قانون آتش بسِ چهار ماه است كه بايد در اين مدت سلاحها را زمين بگذارند تا عقلا و رهبران، نقشۀ صلح را با مصالح آن در نظر آورند.
مادۀ پنجم - تعيين مرجع است براى اختلافات كه عبارت است از كتاب خدا و سنت پيغمبر اسلام و اهلبيت و عترت او عليهم السلام. در اين ماده تذكر مىدهد كه مبادا دو طائفه از مسلمين به جنگ با يكديگر بپردازند كه ارتجاع و كفر است؛ چون اسلام براى اختلافات، مرجع نهاده است.
مادۀ ششم - راجع به زنان و حقوق زنان است كه تماس و اصطكاك دائم موجب تجاوز به حقوق آنها نشود.
مادۀ هفتم - راجع به غلامها و زيردستان است كه مبادا تجاوز به حقوق آنها بشود.
اين ماده، شامل طبقۀ كارگر و مزدوران رنجبر مىشود.
مادۀ هشتم - راجع به جلوگيرى از تجاوز ابتدايى است. مىگويد: كسىكه سيلى بدون جهت و بدون حق به كسى بزند، او سركشترين سركشان محسوب مىشود و دشمنترين دشمنان خداست.
مادۀ نهم - راجع به جلوگيرى از تحت الحمايگى مسلمين براى بيگانگان است.
و مواد ديگر آن، همه از اين قبيل احكام است كه مستقيم يا غير مستقيم مدخليت در امنيت جهان دارد.
مىنگريد كه هيچكدام راجع به نماز و روزه نيست؛ زيرا امنيت است كه در سايۀ آن مسلمين مىتوانند به فرايض و وظايف خود قيام كنند و پيغمبر صلى الله عليه و آله در آن روز دو نوبت اين اعلاميه را خواند - از اين كار اصرار و اهتمام فهميده مىشود -.
سابعاً - در صحنۀ منا، همين اعلاميه را دو روز خواند؛ يك روز بلندگوى او علىبن ابىطالب عليه السلام بود، خودِ پيغمبر صلى الله عليه و آله سوار بود، بلال افسار بغله را داشت و ديگرى اسامة سايبان بر سر پيغمبر صلى الله عليه و آله نگهداشته بود - و روز ديگر سوار بر شتر قصوى يا عضباء بود و