56مردانگى و صفا و حقيقت و وفاى شما در فراغت از عبادت در نظرم مجسم شده و در دعا و نيابت زيارت كوتاهى نگردد.
تجليل و احترام و محبت و اكرامى كه از طرف بزرگان و رجال ملّى و ملّيون هر منطقه و كشورى به عمل آمد، نه تنها اين ضعيف را به توجّهات الهى خاضع و خاشعتر مىساخت، بلكه نهضت مقدس شما را در نظرم عظيمتر و بارزتر پديدار مىنمود و ثمره نيكوى اين نهضت كه مقدّمه بيدارى ملل مسلمان جهان و بلكه كلّيه ملل شرق و آمادگى آنها براى رهايى از پنجۀ استعمار و استبداد است، مرا در برابر آنها سربلند و مفتخر مىنمود.
امروز شما نمونۀ شرافت و نشانهاى از روح حرّيت و غيرت و قهرمان مبارزه با استعمار در دنياى رنجبر و ستمكش شناخته شده و اگر اين خدمتگزار آماده خدمت، به دنيا معرفى شده است، آن هم پس از تفضّل الهى، مرهون مردانگى و حقيقت شما بوده و مىباشد.
بارى، همانطورى كه در سفر پيش، تضرعات ملتى پريشان حال و دل ريش را به پيشگاه ربوبيت و مقام مقدس ختمى مرتبت و ائمه عليهم السلام و استدعاى رهايى آنها را كرده بودم، در اين بار كه به كرّات زيارت خانۀ خدا و مرقد پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله و قبور ائمۀ هداى بقيع عليهم السلام و مزار جدّه طيّبهام زهرا عليها السلام نصيب مىشد در دنبال شكرگزارى، پيروزى قطعى و كامل را مسألت مىنمودم.
ناگفته نماند با آنكه اساس اسلام با رزانت و شدت هر چه تمامتر در سراسر حجاز برقرار است، ولى ديدۀ دل را به سوى روزى دارم كه هرگونه اختلاف و بغض از بين شعب و فرق اسلامى برداشته شود و در آن انتظارم كه سنن برانگيخته از دماغهاى بشرهاى عادى كه موجب جورها و فتن در عالم اسلام است، جاى خود را به صفا و صميميّت دهد.
برادران عزيزم، بحمداللّٰه و المنّه مراسم حج به پايان رسيد و زيارت قبور بقيع عليهم السلام عقدۀ دلها را گشود و محبتهاى وافر برادران لبنانى، بخصوص جناب رشيد بيضون زعيم شيعيان لبنان، مرا مديون خود نمود و عنايات حضرت آيتاللّٰه سيد عبدالحسين شرفالدين پيشواى مذهبى شيعيان لبنان مرا به ادامه خدمت تشويق كرد.