55است و ممكن است در آينده، در امور سياسى و اجتماعى منشأ آثار قابل ملاحظهاى گردد. . . 1دكتر محمد مصدق، شب ورود آيتاللّٰه كاشانى تلفنى به ايشان خير مقدم گفت و روز 26/6/1331 ه. ش. ساعت 5/3 بعد از ظهر بدون اطلاع قبلى، به ديدار ايشان آمد.
هيچكس جز فرزند آيتاللّٰه از اين ديدار خبر نداشت، ساعت 5/3 بعد از ظهر اتومبيل نخست وزير وارد پامنار شد و بدون آنكه كسى بفهمد نخست وزير براى ملاقات آيتاللّٰه آمده، اتومبيل وى در مقابل كوچۀ صدراعظم نورى توقف كرد و وى به كمك مستخدم خود پياده شد و وارد كوچه گشت و از در كوچك اندرونى به داخل منزل رفت.
در يك اتاق كوچك كه فقط يك ميز ودو صندلى درآن قرارداشت نخست وزير و آيتاللّٰه ملاقات كرده و روى يكديگر را بوسيدند و بعد در اطراف ميزى كه روى آن يك بشقاب هندوانه گذاشته شده بود، نشسته و تا بيست و چند دقيقه به مذاكره و گفتگو پرداختند.
ساعت سه و پنجاه دقيقه نخست وزير از آيتاللّٰه خداحافظى كرد و چون عدهاى از آمدن وى خبردار شده و در ابتداى كوچه اجتماع كرده بودند، اين بار ايشان را از در بزرگ هدايت كردند.
اما در مقابل در بزرگ مردم دور اتومبيل حلقه زدند و تا چند دقيقه ابراز احساسات كرده و مانع از حركت اتومبيل وى شدند. بالأخره مأمورين انتظامى جمعيت را از سر راه اتومبيل متفرق كردند و نخست وزير بدين ترتيب به منزل خود مراجعت كرد. 2سرانجام ديدوبازديدها خاتمه يافت وآيتاللّٰه كاشانى به منظور قدردانى از مردم و مسؤولان، پيامى خطاب به ملت ايران صادر كرد و توسط فرزند ايشان سيد مصطفى كاشانى در راديو قرائت شد. متن پيام به اين شرح است:
بسماللّٰه الرحمن الرحيم
پس از سلام به برادران عزيزم، از لحظهاى كه پروردگار توانا با پرتو عنايت و توجه، مرا به خانۀ خود كشيد، با آنكه آتش اشتياق اين مسافرت به قدرى سوزان است كه مجال انديشۀ ديگرى باقى نمىگذارد، خاطرات اين مسافرت موجب گرديد كه هميشه روح