175ب: رواياتى كه دلالت مىكند آن حضرت در اصلاب و ارحام طاهره بوده است؛ مانند روايات شمارۀ 2، 6، 7، 10، 13، 15 و 18.
برخى اين طهارت را حمل بر طهارت از زنا و ناپاكدامنى كردهاند، ليكن اين توجيه صحيح نيست؛ زيرا بدترين نجاستها نجاست شرك است كه قرآن به نجاست آن تصريح مىكند: إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ. . . . 1
پس طهارت در اين روايات، يا بايد حمل بر تمامى مصاديق شود و يا بر مصداق اعلى و اظهر آن، كه طهارت از نجاست شرك است؛ بهويژه كه در برخى از روايات، پس از بيان طهارت پدران و مادران حضرت، بهطور جداگانه مسألۀ پاكدامنى پدران و مادران آن حضرت بيان شده كه اين نشانۀ دوگانگى اين دو فقره است. اين روايات در مصادر ديگر، جز آنچه ذكر شد، نيز به وفور نقل شده است كه براى پرهيز از تفصيل آنها را نياورديم.
شيخ طوسى مىنويسد:
«روي عن النبيّ صلى الله عليه و آله إنّه قال: نقلنياللّٰه من أصلاب الطاهرين إلى أرحام الطاهرات لم يدنسني بدنس الجاهليّة. و هذا الخبر لا خلاف في صحّته فبيّن النّبيّ إنّاللّٰه نقله من أصلاب الطاهرين فلو كان فيهم كافراً لما جاز وصفهم بأنّهم طاهرون لأنّاللّٰه وصف المشركين بأنّهم انجاس فقال: إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ. . . » . 2آلوسى در تفسير بزرگ خود، ضمن نقل اين روايت، مىنويسد:
«و تخصيص الطهارة بالطهارة من السفاح، لا دليل له يعول عليه و العبرة لعموم اللفظ لا بخصوص السبب» . 3
ج: رواياتى كه حاكى است خداوند متعال آن حضرت را در بهترين گروه و بهترين خانواده قرار داده و با توجه به اينكه همواره گروهها و خانوادههاى مؤمن وجود داشتهاند، اگر آن حضرت در خانوادۀ كافر و صلب مشركى بوده، معناى آن اين است كه در بهترين خانواده نبوده است.