103فرانسه توجه داشته است. اين امپراتور فرانسوى دستور داد، اكتشافاى سرى، در كنارههاى شمال آفريقا اجرا شود و نقشههاى مختلفى را آماده ساخت، تا زمينهاى غنى زراعتى منطقه، مورد بهره بردارى قرار گيرد. «على بك» مىگويد:
كه در ضمن اقامتش در مغرب، دوست صميمى سلطان مولاى سليمان شده است و او بيست تفنگ و يك بشكه باروت و يك چتر زيبا به او تقديم داشته است و در برابر، سلطان نيز قرص نانى از تنور ويژۀ خود، به عنوان دوستى و برادرى به او هديه كرده است. مهمتر از اينها، سخن خود اين جهانگرد است كه:
«سلطان زمينهاى پهناورى به من هديه كرد. اين زمينها به من بخشيده شد، تا در راه مصارفى كه از من خواسته مىشد، مصرف كنم. اين علاوه بر دارايىهاى ويژه و شخصىام بود.»
«على بك» دو سال در مغرب زندگى كرد و توانست مطالب مشروح و دقيقى در مورد آن كشور، مناطق و ساكنانش ارائه كند. اما دانشمندان جديد متخصّص در امور مغرب، در مراجع و منابع همزمان او هيچ اشارهاى در مورد او نيافتهاند. اين مطلب مىتواند گوياى آن باشد كه اين يهودى، در حال انجام مأموريتهاى مهم سرّى بوده و مأموريت علمى بر عهده نداشته است.
لذا اطلاعاتى كه ثبت كرده و خاطراتى كه فراهم آورده؛ به سازمانهاى اطلاعاتى استعمارى راه يافته است.
يكى از دلايلى كه اين تحليل را تقويت مىكند، گفته «بدويل» در مقدمه است:
در پيروى از جستجو و كشف سفرهاى على بك، براى اسپانيا، هيچگونه فايدهاى پس از مغرب وجود نداشته است. جز آنكه انتقالش با شعلهور شدن آتش جنگ فرانسه - روسيه، و آشكار شدن سياست جديدى براى ناپلئون، به هدف به دست آوردن دوستانى در تركيه و ايران و مصر و. . . و حتى در مسقط، همزمان شده است.
«على بك» ماههاى اندكى را در طرابلس گذراند، پس از آن به قبرس رفت و سپس متوجه مصر شد، همانجا كه با محمد على پاشا ديدار كرد. او در كانون اول (دسامبر) 1806 م، سفرش را به مكۀ مكرمه، كه پس از يك ماه به آنجا رسيد،