62مراسم حجگرفت وچون پرواز مستقيم از تهران به جده فراهم نبود، به اتفاق جمعى عازم سوريه و لبنان شد تا از آنجا با هواپيماى محلّى، راهىِ عربستان سعودى شود و هزاران نفر از ايشان پيروى كردند. اما شركتهاى هواپيمايى محلّى سوريه و لبنان، به اندازۀ كافى هواپيما براى تأمين مسافرت اين همه زائر به عربستان سعودى نداشتند و چون روزهاى مخصوص حج به سرعت نزديك مىشد، التهاب وحشت زايى در ميان زائران ايرانى درمانده در سوريه و لبنان به وجود آمده بود تا بالأخره ارتشِ دولتى غيرِ عربى، كه هنوز پس از جنگ جهانى دوم، همۀ پايگاههاى خود را از منطقه برنچيده بود، به يارى شتافت و بهطور رايگان دوازده هواپيماى مسافربرى در اختيار زائران ايرانى گذاشت كه مقدم بر همه آيتاللّٰه كاشانى و همراهان را به عربستان سعودى آورد و من كه در فرودگاه جده جزو استقبال كنندگان بودم، به حكم سابقۀ خدمت در محضر آيتاللّٰه، از جمله كسانى بودم كه داخل هواپيما شده و خير مقدم گفتم.
آيتاللّٰه كاشانى پس از پياده شدن، سراغ بعضى مواقيت حج - يعنى نقاطى كه از آن حاجى احرام؛ يعنى دو حولۀ بزرگ سفيد به دور خود مىپيچد و نيت حج مىكند - گرفتند. ايشان چون مدتى درگير فعاليتهاى سياسى و اجتماعى بودند، در ذكر اسامى نامأنوسِ اين نقاط، دچار اشتباه مىشدند و در واقع خيلى هم طبيعى بود. من براى ايشان توضيح دادم كه عدهاى از علماى درجۀ اول و معروف به زهد و پرهيزگارى كه در انجام اعمال مذهبى از هيچ امرى سرسرى نمىگذرند؛ از جمله مرحوم آيتاللّٰه آقا سيد يونس اردبيلى از همان جده نيت كردند و احرام بستند و آيتاللّٰه كاشانى بالأخره متقاعد شدند و از همين قرار عمل كردند.» 1آقاى حاج محمد على سيگارى در ادامه خاطرات خود مىگويد:
«در مكه نيز تشريفات خاصى براى ورود ايشان ترتيب داده بودند. در اواخر شب، مسجدالحرام را قرق كرده، ما را به داخل كعبه نيز بردند و آثار آنجا را به ما نشان دادند.
پس از اعمال عمرۀ تمتع در مكه مانديم تا آنكه وقت اعمال حج تمتع شد.
سعودىهابه مااطلاع دادند كه هر وقت بخواهيد به عرفات برويد ما آماده هستيم و اوضاع در آنجا مرتب است.
براى هر كدام ما يك نفر پيشخدمت