164نيست كه بياورند. نقداً بيچاره بدون جهت كشته شد. با كثرت اهتمامى كه از طرف «سلطان» در امنيت مىشود، باز هم بر عرب خيلى نا امن است. هميشه اعراب دزد، براى چاپيدن قافله تا «معان» پشت سر قافله را دارند. اگر بيچارهاى عقب بماند، يا شبها بتوانند بارى از قطار سواكنند و بدزدند، چيزى هم كه رفت، رفت. 1مرحوم سيد محسن امين در زمينۀ سرقت و غارت اموال حاجيان مىنويسد:
. . . هنگام خروج از جدّه، از هر مركبى دو قروش پول مىگرفتند، چون در پشت در خروجى، حجاج جمع مىشدند كالاهاى بسيارى از حجاج بهسرقت مىرفت، دزدان هم بيشتر از نيروهاى نظامى بودند كه براى حفظ امنيت آنجا بودند، يك آفتابۀ مسى هم از ما بهسرقت رفت. 2وى در بخشى ديگر از سفرنامۀ خود در زمينۀ حوادث بين راه جدّه و مكه مىنويسد:
. . . راه پرخطر بود و نظاميان هم از جدّه تا مكه همهجا در دشتها و بالاى كوهها پخش بودند و در شيپورهايشان مىدميدند و ديگران پاسخ شيپورشان را مىدادند، البته نيروهاى نظامى تا مىتوانستند، نسبت به سرقت اموال و وسايل حجاج كوتاهى نمىكردند. . . 3سپس مىافزايد:
. . . صبح از بحره راه افتاديم و عصر به مكه رسيديم، در اين مسير پيش از ما و بعد از ما چه قافلههايى كه غارت شدند. اغلب قتل و تاراج در بين راه پيش مىآمد. . . . 4وى در بخشى ديگر از سفرنامۀ خود مىنويسد:
. . . سحرگاه از عسفان بهسوى خُليص روان شديم. . . در راه برخى از باديهنشينان به دو نفر از اهل «معرّه نعمان» حمله كردند، پولهاى يكى را گرفتند و ديگرى را هم با خود بردند. . . بهگفتۀ صاحبخانۀ ما در مدينه، اينان در موسم حج به غارت حاجيان مىپردازند و پس از موسم به جنگ و غارت ميان خودشان مىپردازند و كارى جز اين ندارند. 5نا امنى و دزدى حتى به درون شهرها نيز كشيده شده و حاجيان از آن در امان نبودند. مرحوم امين مىنويسد:
. . . [ در مدينه ] توفيق زيارت مسجد قبا را نيافتيم، با اينكه فاصلهاش بيش از فاصله تا احد نبود، همچنين مسجد فضيخ و مشربۀ امّ ابراهيم را نيز بهدليل شدّت خوف نتوانستيم زيارت كنيم. . . . 6وى در بخشى ديگر مىنويسد: