99گرفتند» . در آنجا بود كه مهدعليا «يك شب پاشاها را مهمانى كرد، بسيار سنگين و خوب، به طور ايرانى» . 1زمانى نيز كه به مكه رسيدند، وجود مهدعليا سبب آسايش حجاج ايرانى بود؛ چنان كه همين اعتمادالسلطنه مىنويسد: با وجودى كه امسال، جماعت حاج بواسطه داشتن نوّاب مهد عليا - دامت شوكتها - در مكّه و مدينه و شام و غيره در نهايت آسوده بودند، مع ذلك مردم حرمين شريفين، در موقع اذيّت حتى المقدور مضايقه نداشتند. 2همو مىنويسد: سركار آصف الدوله نور محمد خان، سردار وزير حضرت مهد عليا بود، و بر حاج سمت اميرى و سردارى داشت، از نگاه دارى حاج از تعديّات حمله داران، و ساير عمله كوتاهى نفرموده، با ملتزمين ركاب حضرت مهد عليا، قسمى رفتار كرد، كه از حركات و سكنات ايشان تمام مردم راضى و شاكر بودند. 3زمانى كه فرهاد ميرزا در سال 1292 وارد مدينه شد، به او خبر دادند كه يك فوج سپاه براى استقبال آورده و «دو عرادۀ توپ هم به استقبال آوردهاند كه شليك بكنند» . فرهاد ميرزا با اين كار مخالفت كرده گفت: «ابدا اذن نمىدهم كه توپ بيندازيد كه پيغمبر را از آمدن خود اعلام بكنم. اگر او را عالم ماكان و ما يكون مىدانم، البته دانسته است كه يكى از سگان آستان به زيارت اين مكان آمده است.» 4حرمت فرهاد ميرزا سبب شد تا با درخواست وى براى باز بودن درِ حرم تا صبح، موافقت شود و در پناه او ساير زائران ايرانى نيز بهرهمند شود. 5در زمان سفر فرهاد ميرزا شيخ الحرم كه از طرف دولت عثمانى منصوب مىشد، على پاشا بود كه فرهاد ميرزا در بارۀ او مىنويسد:
«آدم خوش نفسى است و با حجاج عجم خوشرفتار است.» 6به نظر مىرسد كه برخى از ايرانىها، براى آن كه با برخورد بد مواجه نشوند، لباس خود را تغيير داده خود را به صورت عربها و يا تركها درمى آوردند.
اعتمادالسلطنه كه در سال 1263 تغيير لباس داده بوده، وقتى يك ايرانى او را شناخته، به او گفته است: «تو عجم هستى، حالا عثمانلو شدهاى.» 7فرهاد ميرزا در سال 1292 مىنويسد: «در مدينه چنانچه به اهل حاج عجم غدغن كرده بودم كه تغيير كسوت و حالت لباس ندهند، امروز هم به همه اهل حاج همان تأكيد را كردم