112ناف حضرت است. باز زيارت خوانديم.
باز بيرون رفتيم. صد قدم پايينتر بقعۀ ديگر است كه مىگويند پاى حضرت است. تا تمام قبر موهوم مجعول را قدم زديم، تقريبا دويست و پنجاه قدم معمولى قبر اين جدّه بود. گمان مىكنم صرف جعل و خيالات است و الا يقينا مردم سابق به اين قد و قبارهها نبودهاند.
وانگهى حضرت حوا در اين خراب شده چه مىكرد.» 1افزون بر اينها، شيعيان در مسير سفر حج نيز در پى يافتن اماكنى بودند كه به نوعى با ائمه اطهار عليه السلام ارتباط داشت.
براى نمونه اعتماد السلطنه در سال 1263 در مسير حج، پيش از رسيدن به قطيفه و دمشق، از «منزل سى و دويم» با عنوان «چشمۀ امام زين العابدين كه اسم واقعش نه بيك باشد» ياد كرده و شرح داده است كه «روايت مىكنند كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام را، با اُسراى كربلا از آن ده عبور مىدادند، آب بسيار كمى داشت، حضرت امر فرمود يك چشمه از جانب خدا در آن مكان جارى شد، قدر آبش قريب يك سنگ، و چنان آب گوارا و لطيف و به حدى سرد است كه البته از آب يخ سردتر و خوش طعمتر است، و مكان بسيار خوش آب و هوائى است.» 2پرداخت وجوه مختلف به خواجگان و خدّام
در حرم مكه و مدينه، خواجگانى بودهاند كه از چندين قرن پيش، كارهاى داخلى مسجد را انجام داده و به حاجيان خدمت مىكردند. اين افراد، درآمدهاى مختلفى داشتند كه هم از طريق حكومت مماليك و سپس عثمانى و هم از طرف شرفاى مكه و نيز كمكهاى اهدايى از طرق مختلف به آنها مىرسيده است. با اين حال، مبالغى نيز به بهانههاى مختلف از زائران دريافت مىكردهاند.
همانگونه كه در مكه مُطوّف وجود داشت، در مدينه نيز مزوّر بود كه كار هدايت زائران را در زيارت انجام داده و مبالغى از آنان مىگرفت. به گزارش بروجردى در سال 1261 «شخصى از اعيان مسمى به شيخ مصطفى، شيخ المزوّرين است و قرار چنين كه آنچه از زوار گرفته بالمثالثه قسمت مىشود: ثلثى از آن خاصه شيخ مسطور و ثلث ديگر متعلق به آقايان خواجه و ثلثى قسمت ساير مزورين كه يكصد و پنجاه