102مدينه آمده مىنويسد كه امين الحرم يا رئيس المطوفين براى وى هدايايى فرستاده از وى خواسته است كه رضايت نامهاى جهت او براى سفير كبير - ايران در استانبول - بنويسد. وى مىگويد كه آنان از هر زائر ايرانى دو ريال مىگيرند كه البته از روى احترام از وى نگرفتهاند. 1ايرانيان و شيعيان نخاوله
يكى از حساسيتهاى حجاج ايرانى در سفر حج، برقرارى ارتباط با شيعيان آن نواحى بود. ايرانىها به هر نقطهاى كه مىرسيدند، به دنبال يافتن محلات شيعه نشين بوده و در طول سفر و به ويژه شهر مدينه به اين مسأله توجه داشتند. براى نمونه، زائرانى كه از ايران به سوى شام رفته و از آنجا قصد مدينه مىكردند، در محلۀ خراب شام سكونت مىگزيدند. اين محله، محلهاى شيعه نشين بود كه از زمان صفوى به اين سو، محل اقامت زائران ايرانى بود. از جمله زائرى در سال 1331 نوشته است كه در دمشق «در خانۀ جناب حاجى محمد مهدى حلباوى، در محلۀ معروف به خراب كه خيلى آباد است، نزول كرديم» . 2يك زائر شيعۀ هشيار، به طور معمول، در هر منزل به اين امر توجه داشت كه طرفش بر چه مذهبى است؛ شيعه است يا سنى. زمانى كه امين الدوله در نزديكى مدينه وارد سربازخانه شد، از «مصلّى و اوراقى كه در منزل رئيس كل عساكر» آنجا بود، حدس زد كه وى «بايد شيعى مذهب باشد» . 3زائرانى نيز كه از طريق بصره مىرفتند، در قصبچۀ كوچكى معروف به مقام على كه «اهل آنجا غالب شيعه مىباشند» منزل مىكردند. 4در اين زمينه مهمترين نكته آن بود كه در مدينه، شيعيان نخاوله 5سكونت داشتند و از اين جهت، ايرانيان، مشتاق بودند تا با آنان در ارتباط بوده و رفت و شد داشته باشند. از اين رهگذر آگاهىهاى جالبى از اين طايفۀ در سفرنامههاى ايرانيان ديده مىشود. نجم الملك كه به سال 1306 به حج مشرف شده، در بارۀ نخاوله و موقعيت بسيار ضعيف آنان در ميان ديگر ساكنان مدينه، از سر دلسوزى، آگاهىهاى جالبى به دست داده است: «اهل مدينه، مردان شان، غالب كوسجاند و سفيد پوست؛ ولى بد زبان و خشن و بسيار تنگ معيشت.