50مىگيرد. 1وى مىافزايد: قونسول ايران «مرحوم حاجى محمدخان بوده، پس از او پسر او ميرزا حسنخان است، ولى در بيروت مىماند.» بنابراين، «كارگزارى بندر جده و ينبع را ضميمۀ بيروت نمودهاند و سالى مبلغ هزار و پانصد ليراى عثمانى پيشكش يك شهبندرى جده و ينبع را به جناب سفير معين الملك - سفير ايران در عثمانى - مىدهند.» وى ادامه مىدهد كه البته اين حضور تنها در موسم عبور حاج است و البته همۀ اين كارها براى آن است كه «مبادا يك نفر حاج از سمت ينبع يا جده و شامات سالم بگذرد!» 2
نايب الصدر همچنين از خرابكارىهاى ديگرى كه توسط قونسول ايران در جده رخ داده، سخن گفته، كارهاى او را «موجب توهين دولت» مىداند. البته مأموران گمرك جده نيز يد طولايى در دزدى از حجاج داشتهاند. 3به نظر نايب الصدر، مشكل پيشكش فرستادن براى سفير است كه سبب مىشود «هر شهبندرى تبعۀ دولت را به اقسام مختلفه» بچاپد؛ چرا كه «تا چنين ننمايد، پيشكش را از كجا» بدهد؟ 4وى در جاى ديگرى هم به دزدىهاى ويس قونسول در جده اشاره كرده و اين اقدامات را سبب ريخته شدن «آبروى دولت ايران» مىداند. مشكل آنجاست كه «ماهى چهارصد تومان قونسول خانۀ اسلامبول اجاره است كه هر كس كارپرداز است پيشكش جناب معين الملك نمايند و محل آن تعدى به تبعۀ خودشان است» . 5شگفت آن كه ، كسى كه از طرف قونسول در جده بوده، يعنى حاجى ميرزا على خان، در پى آن بوده است تا رضايت نامههايى از حجاج بگيرد كه ثابت كند او با مردم خوب برخورد مىكرده است. نايب الصدر كه ويس قونسول يك مجيدى و نيم وى را، روز قبل به او برگردانده، از روى شرم به طور «مجبور» رضايت نامهاى نوشته است. 6ديگران نيز چنين نوشتهاى را داده و تصريح كردهاند كه «خداوند عالم است كه شهادت زور بوده است» . 7مطالبى كه نايب الصدر در سفرنامهاش نوشته و در بمبئى چاپ شده، بعدها مورد مطالعۀ امينالدوله قرار گرفته و او در سفرنامهاش كه گزارش سفر سال 1316 خود را در آن نوشته، به آنها استناد كرده است. وى از محسن خان مشيرالدوله سفير ايران در عثمانى