49
وظايف و اقدامات قونسول ايران در جدّه
براى حل و فصل دشوارىهاى ايرانىها، به ويژه صدور تذكرۀ ايرانى، نمايندهاى از طرف دولت ايران و در واقع زير مجموعۀ سفارت ايران در عثمانى، در شهر جده بوده كه البته روشن نيست از چه زمانى در اين شهر اقامت گزيده است. در اين بندر، شمارى تاجر ايرانى نيز زندگى مىكردند، 1اما شمارشان آن اندازه نبوده است كه به خاطر آنان ايران دفتر كنسولى در آنجا داير كرده باشد. طبعاً ايجاد اين دفتر، براى ادارۀ كار حجاج بوده است.
فراهانى در سال 1302 از حضور تذكرهخانهاى براى هر دولت در جده ياد كرده، از جمله دولت ايران، تا «مراقبت احوال حجاج خود را نمايد كه به او ظلمى نشود.» 2در اين وقت، قونسول ايران حاجى ميرزا حبيب اللّٰه بوده كه به گفتۀ فراهانى، مردى فرهنگى بوده و كتابى مفصل در احوال متمهدى سودان كه صيت و صوتش آن زمان دنيا را پركرده بود، نوشته بوده است. فراهانى خلاصۀ آن كتاب را در سفرنامۀ خود آورده است. 3اين قونسول در برخى زمان ها به طور دائمى و گاه به صورت موقت در جده اقامت مىگزيده است. در موارد موقت، سه ماه پيش از مراسم حج عازم اين شهر مىشده و پس از بازگشت حجاج، او نيز جده را ترك مىكرده است. 4جداى از جده، در برخى از شهرهاى مسير نيز دست كم در برخى سال ها، قونسولهايى بودهاند كه كار حجاج را رسيدگى مىكردهاند.
اعتمادالسلطنه در سال 1263 در بارۀ حلب نوشته است كه هجده قونسول در اين شهر است و از جملۀ آنان محمد خان، مصلحتگزار ايران هم كه مقيم اسلامبول است، يك تن يهودى حلبى! را، به جهت رسيدگى امور حاج، از جانب خود وكيل كرده» است! 5كنسولگرى ايران در دمشق نيز همين وظيفه را عهدهدار بوده تا كار تذكرۀ ايرانيان را به انجام برساند.
نايبالصدر كه در سال 1305 به سفر حج مشرف شده، آگاهىهاى مفصلى در باره قونسول ايران در جدّه و ظلم و بيداد دستگاه او به زائران ايرانى به دست داده است. به نوشتۀ او يك مجيدى و نيم شهبندر ايران براى تذكره