86اينجا به معناى مفرد به كار مىرود. دوزى، نخال را در فرانسه به معناى كسى به كار مىبرد كه پارچههاى كهنه را از خيابانها جمع مىكند. 1يك صورت نامأنوس ديگر آن «نواخله» است كه در يك كتاب عربىِ تازه نشر نيز آمده است. 2عبارت مورد نظر در كتاب «سفرهايى در عربستان» 3از tdrahkcruB . L . J آمده است. به نظر مىرسد كه اين غلط املايى يا چاپى است.
بوركهارت (م 1817) نخستين سفرنامهنويس اروپايى است كه از شيعيان اطراف مدينه ياد كرده است. 4اما وى زنده نماند تا متن چاپ شدۀ سفرنامۀ خود را ببيند. 5غلط مطبعى نواخلۀ كتاب بوركهارت را دوزى در ملحق فرهنگ عربى خود آورده و به معناى كارگران نخلستان 6معنا كرده و به گمان خود به صورت جمع آورده بدون آن كه با مفرد آن نخولى مرتبط كرده باشد. دوزى با استناد به «سرگذشت شخصى» بورتون، نخاوله را اين گونه معنا كرده است: . . . 7به نظر مىرسد حتى ejnorgruH. C kcuonS با استناد به فرهنگ دوزى در ترديد افتاده است كه صورت صحيح اين كلمه نخاوله است يا نواخله. اما وى در كتابى كه در بارۀ مكه نگاشته، صورت صحيح آن را آورده است. 8به گفتۀ يك نويسندۀ جديد سعودى، امروزه نام رسمى نخاوله «النخليون» (مفرد: نخلى) مىباشد. همين نويسنده، در جاى ديگر، صورت جمع النخليه را آورده است. 9در زبان محلى مدينه، مىتواند چندين تلفظ از كلمۀ نخاوله وجود داشته باشد كه از جملۀ آنها همان تعبير تحقيرآميز نخاله است.
در برخى از اين موارد، تلفظ با دقت روشن نيست؛ مانند عبارتى از كتاب محمدبِى صادق كه اگر بخواهيم نام قبيلهاى را كه در فاصلۀ يك ساعت از مدينه با آن برخورد كرده است بخوانيم نمىدانيم «النَخْوليه» بخوانيم يا «النُخُوليه» . بايد به ياد داشته باشيم كه منابع در دسترس، تمامى نويسندگان افراد غيربومى بودهاند كه نام اين گروه را بر مبناى اطلاعات شفاهى ثبت كرده يا به استناد منابعى نوشتهاند كه آنها مبتنى بر دادههاى شفاهى است. 10