85از جمله چيزهايى بوده كه ذهن عياشى را براى ماندن در آنجا به خود مشغول مىكرده است. وى پس از شرحى از زندگى خود در آن منزل و توضيحاتى در بارۀ مشهد اسماعيل و آمد و شد مردم، چنين ادامه مىدهد:
تنها چيزى كه ما را آزار مىداد، آمد و شد نخاوله به اين محل بود. اينان روافض ساكن اطراف مدينه و منطقۀ عوالى وديگر نواحى بودند. تمامى كسانى كه در آنجا سكونت دارند و به كار باغ و زراعت مشغولند، از روافض هستند و مردم مدينه آنها را نخاوله مىنامند كه البته معناى آن را من نمىدانم. عادت هر پنج شنبه آنان چنين است كه از اول صبح به مشهد مىآيند و در آنجا غذاى زيادى پمىپزند و مردان و زنان و كودكان آنها در آنجا جمع مىشوند. بيشتر اوقات براى ختنۀ فرزندانشان مىآيند و هر كسى كه فرزندى دارد و مىخواهد او را ختنه كند، جز در اين روز و اين مكان، فرزندش را ختنه نمىكند. گاه نيز تنها براى زيارت و اطعام مىآيند و كسى غير آنان، همراهشان نيست. 1در توضيحات عياشى هيچ اشارهاى وجود ندارد كه تعبير «نخاوله» از چه زمانى، پيش از ورود عياشى به مدينه، توسط اهل مدينه در بارۀ روافض بكار برده مىشده است. تنها يافتن يك نسخۀ خطى مانند كتابى كه به وسيلۀ خيرالدين الياس مدنى (م 1717) كه انصارى از آن در «تحفة المحبّين» 2ياد كرده، مىتواند ما را قادر به تعيين كم و بيش دقيق زمان و شرايط تولّد اين مفهوم كند.
تقريباً همۀ منابعى كه از زندگى اقليت شيعۀ مدينه سخن گفتهاند، موافقند كه شكل جمع اين نام، «نخاوله» است و اين نام برگرفته از «نخل» يا «نخله» يا «نخيل» به معناى نخلستان است. تعبير «مخاوله» كه در «صفوة الاعتبار» محمد بيرام (الخامس) تونسى (م 1889) آمده، به احتمال زياد يك خطاى لفظى يا قلمى است. 3
در حالى كه به نظر مىرسد مخاوله هيچ معنايى ندارد، صورت ديگرى از آن كه توسط برخى از مؤلفان ياد شده، «نُخاله» يا «نَخّاله» در بارۀ اشخاص است كه به بقاياى ريز آشغال مانند يا مواد زايد تشبيه مىشوند. اين تعبيرى است كه يك همسايۀ دشمن براى تحقير يك گروه تحقير شده مىتواند بكار ببرد. البته «نخّاله» باز مىتواند براى كسى باشد كه به نوعى در ارتباط با كار نخل يا نخله قرار دارد. در